قورباغه را قورت بده 21 روش عالي غلبه بر تنبلي و انجام بيشترين كار در كمترين زمان نويسنده: برايان تريسي مترجمين: اشرف رحماني و كوروش طارمي پيشگفتار مترجمين بهتر است صادقانه اعتراف كنيم كه در وهله‌ي نخست عنوان جذاب كتاب باعث شد كه آن را انتخاب و تهيه كنيم. اما وقتي شروع به خواندن اين كتاب كرديم مطالب آن را بسيار جذاب‌تر از عنوان آن يافتيم. باور كردن اين حرف ‌كه « خواندن اين كتاب زندگي ما را از اين رو به آن رو كرد » براي كساني كه كتاب را بخوانند و به دستورالعمل‌هاي آن واقعاً عمل كنند بسيار آسان خواهد بود. وقتي ليست‌هايي را كه نويسنده گفته بود نوشتيم و مطابق برنامه زمانبندي شده‌اي كه روش تهيه‌ي آن در كتاب توصيف شده است شروع به كار كرديم بزودي متوجه شديم كه داريم كارهاي بسيار مهم‌تري را در مدت زمان بسيار كمتري به انجام مي‌رسانيم. در نتيجه خرسندي و رضايتي كه به خاطر احساس پيشرفت و موفقيت در زندگي خصوصي و شغلي خود پيدا كرديم با انگيزه بيشتري به كار ادامه داديم و روش كار خود را طبق اصول و روشي كه از همين كتاب ياد گرفته بوديم مرتباً تصحيح و تكميل كرديم. به اين ترتيب كارآيي ما باز هم بيشتر شد و در نتيجه به طور طبيعي در چرخه پيشرفت و موفقيت فزاينده قرار گرفتيم. درآمد ما بدون اغراق چند برابر شد، روابط فردي و اجتماعي ما بهبود پيدا كرد و توانستيم افق‌هاي جديدي را در زمينه‌هاي شغلي، تحصيلي و معنوي پيش روي خود باز كنيم. جزئيات مربوط به پيشرفت‌ها و موفقيت‌هاي ناشي از به كارگيري روش‌هايي كه اين كتاب آموزش مي‌دهد براي هر كسي بسته به اهدافي كه براي خود برمي‌گزيند مي‌تواند متفاوت باشد به همين دليل فكر مي‌كنيم كه در اين پيش‌گفتار نبايد به ذكر جزئيات بپردازيم. تنها بايد بگوييم با نتايج ارزشمندي كه از مطالعه اين كتاب بدست آورديم، لازم دانستيم كه اين اثر فوق‌العاده را در اختيار ديگران هم بگذاريم. پيشگفتار نويسنده از اينكه اين كتاب را در دست گرفته‌ايد متشكرم. اميدوارم ايده‌هايي كه در اين كتاب مطرح مي‌شود همان‌طور كه توانسته است به من و هزاران نفر ديگر كمك كند، براي شما نيز مفيد باشد. در واقع اميدوارم كه اين كتاب بتواند زندگي شما را براي هميشه دگرگون كند. شما هيچ‌وقت براي انجام تمام كارهايي كه بايد انجام بدهيد فرصت كافي نداريد. شما به معناي واقعي كلمه در انبوه كارها، مسئوليت‌هاي فردي، پروژه‌ها، روزنامه‌ها و مجله‌هاي زيادي كه بايد بخوانيد و كتاب‌هايي كه روي هم انبار شده‌اند تا يك روز، به محض اينكه فرصتش را پيدا كرديد به سراغ آنها برويد، غرق شده‌ايد. اما واقعيت اين است كه هيچ‌وقت نمي‌توانيد عقب افتادگي خود را جبران كنيد و از كارهايتان جلو بيافتيد. شما هرگز نمي‌توانيد آنقدر از كارها پيشي بگيريد كه بتوانيد تمام آن كتاب‌ها و نشريه‌ها را بخوانيد و نيز به تفريحاتي كه هميشه آرزويش را داشته‌ايد بپردازيد. در ضمن اين فكر را كه مي‌توانيد با بالا بردن بهره‌وري خود مشكلاتي را كه در زمينه‌ي مديريت زمان داريد حل كنيد، از ذهن‌تان بيرون كنيد. هر قدر هم كه بر تكنيك‌هاي بهره‌وري فردي مسلط باشيد هميشه بيش از آن كار داريد كه بتوانيد در مدت زماني كه دراختيار داريد، صرف‌نظر از اينكه چقدر وقت داريد، به همه اين كارها برسيد. شما فقط به يك طريق مي‌توانيد وقت و زندگي خود را تحت كنترل درآوريد و آن هم تغيير دادن روش فكركردن، كاركردن و نحوه روبرو شدن با سيل بي‌پايان كارهايي است كه هر روز بر سرتان مي‌ريزد. ميزان تحت كنترل درآوردن كارها و فعاليت‌هايتان بستگي دارد به اينكه تا چه حد بتوانيد انجام بعضي از كارها را متوقف كنيد و به جاي آن وقت بيشتري را صرف فعاليت‌هاي كمتري كنيد كه واقعاً مي‌توانند در زندگي شما تحول ايجاد كنند. من بيش از سي سال است كه به مطالعه‌ي مديريت زمان مشغول هستم و عميقاً كارهاي كساني را كه در اين زمينه تخصص دارند، مانند پيتر دروكِر، آلكس مك كِتري، آلن لِي كيِن، استفن كاوي و بسيار بسيار افراد ديگر را مطالعه كرده‌ام. صدها كتاب و هزاران مقاله در زمينه اثر بخشي و كارآيي فردي خوانده‌ام و اين كتاب نتيجه آنهاست. هر وقت با ايده‌ي خوبي مواجه شده‌ام آن را در زندگي خصوصي و شغلي خودم امتحان كرده‌ام و اگر نتيجه بخش بوده است آن را در گفته‌ها و سمينارهايم مورد استفاده قرار داده و به ديگران آموزش داده‌ام. گاليله مي‌گويد: « شما نمي‌توانيد به يك نفر چيزي را كه خودش از قبل نمي‌داند ياد بدهيد، فقط مي‌توانيد او را از آنچه مي‌داند با خبر كنيد. » مطالبي كه در اين كتاب مطرح مي‌شود بسته به ميزان دانش و تجربه شما برايتان آشنا به نظر خواهد رسيد. اين كتاب مطالب مورد نظر را به سطح بالاتري از آگاهي شما منتقل خواهد كرد. با ياد گرفتن اين روش‌ها و تكنيك‌ها و به كارگيري مداوم آنها تا جايي كه تبديل به عادت شوند مي‌توانيد جريان زندگي خود را به نحوي بسيار مثبت تغيير دهيد. حكايت خودم: اجازه بدهيد مختصري راجع به خودم و دلايل بوجود آمدن اين كتاب برايتان بگويم. من در آغاز زندگي بــه جز داشتن يك ذهـن كنجكـاو از مـزاياي چنداني بهره‌منـد نبـودم. در مـدرسه درس نمي‌خواندم و شاگرد ضعيفي بودم و دست آخر هم ترك تحصيل كردم. سال‌ها به كارهاي سخت يدي مشغول بودم و آينده‌ي اميد بخشي را در پيش روي خود نمي‌ديدم. در جواني در يك كشتي باربري كاري پيدا كردم و رفتم تا دنيا را ببينم. به مدت هشت سال سفر كردم، كار كردم و باز هم سفر كردم تا اينكه، در نهايت بيش از هشتاد كشور دنيا را در پنج قاره جهان ديدم. وقتي ديگر نتوانستم كار يَدي پيدا كنم به سراغ فروشندگي رفتم. از اين خانه به آن خانه مي‌رفتم و با درصد معيني كه از فروش كالاها نصيبم مي‌شد گذران زندگي مي‌كردم. مدت‌ها درگير فروش اجناس مختلف بودم تا اينكه يك روز به اطرافم نگاه كردم و از خودم پرسيدم: « چطور است كه ديگران از من موفق‌ترند؟ » آن وقت دست به كار ديگري زدم كه زندگي مرا از اين رو به آن رو كرد. به سراغ فروشندگان موفق رفتم و از آنها پرسيدم كه چطور كار مي‌كنند. آنها به من گفتند كه چه كار مي‌كنند و من هم به نصيحت‌هايشان عمل كردم و فروشم بالا رفت. در نهايت آنقدر پيشرفت كردم كه تبديل به يك مدير فروش شدم. در كار مديريت فروش هم از همان استراتژي استفاده كردم تا ياد گرفتم كساني كه در كار مديريت فروش موفق هستند چه كار مي‌كنند و آنوقت خودم هم همان كارها را انجام دادم. اين جريان يادگيري و به كارگيري آنچه ياد مي‌گرفتم زندگي مرا دگرگون كرد. هوز هم مبهوت هستم كه اين كار چقدر ساده و بديهي است. فقط كافي است ياد بگيري كه افراد موفق چه كار مي‌كنند و آنوقت خودت هم همان كارها را بكني تا به همان نتايج برسي. واقعاً چه ايده‌ي جالبي است. مطلب خيلي ساده است. بعضي از افراد بهتر از ديگران عمل مي‌كنند، چون كارهاي بخصوصي را به روش متفاوتي انجام مي‌دهند. در واقع كارهاي درست را با روش درست انجام مي‌دهند، بخصوص اينكه اين افراد از وقت‌شان به نحوي بسيار بسيار بهتر از يك فرد عادي استفاده مي‌كنند. به خاطر تجربيات ناموفقي كه در زندگي داشتم يك نوع احساس ضعف و عدم كارآيي در من شكـل گـرفته بـود. در ايـن مخمصه ذهني گـرفتار شده كه فكـر مي‌كردم كساني كه بهتر از مـن عمل مي‌كنند واقعاً بهتر از من هستند. آنچه ياد گرفتم اين بود كه اين فكر ضرورتاً درست نيست. آنها فقط كارها را با روش ديگري انجام مي‌دادند و از نظر منطقي آنچه را آنها ياد گرفته بودند من نيز توانستم ياد بگيرم. اين براي من در حكم يك مكاشفه بود و من از اين كشف، هم مبهوت بودم و هم هيجان زده. هنوز هم هستم. دريافتم كه مي‌توانم زندگي خودم را تغيير دهم و مي‌توانم تقريباً به هر هدفي كـه براي خودم تعيين كنم برسم به شرط آنكه ببينم كساني كه در آن زمينه موفق هستند چه مي‌كـنند و سپـس خـودم همان كارها را انجـام دهم تا نهايتاً به همان نتايجي كه آنها به دست آورده‌اند برسم. ظرف مدت يكسال پس از شروع كارم در زمينه فروش تبديل به يك فروشنده طراز اول شدم. يك سال پس از آنكه وارد حوزه مديريت شدم توانستم تبديل به مدير عاملي شوم كه نود و پنج نفر نماينده فروش در شش كشور دنيا زير دستش كار مي‌كردند. در آن زمان بيست و پنج سال داشتم. در طي سال‌ها در بيست و دو حرفه‌ي مختلف كار كردم، چندين شركت را تأسيس و راه‌اندازي كردم و از يك دانشگاه معتبر در رشته‌ي مديريت بازرگاني مدرك گرفتم. همچنين توانستم زبان‌هاي فرانسه، آلماني و اسپانيايي را ياد بگيرم و به عنوان سخنران، مربي و مشاور با بيش از 500 كمپاني همكاري كنم. در حال حاضر سالانه براي بيش از 300000 نفر سخنراني مي‌كنم و سمينارهايي برگزار مي‌كنم كه بيش از 20000 نفر شركت كننده دارند. در طول سوابق حرفه‌اي خود يك حقيقت ساده را در يافته‌ام. كليد دستيابي به موفقيت بزرگ، پيروزي، احترام، مقام و خوشبختي در زندگي اين است كه بتواني ذهنت را تمام و كمال روي مهم‌ترين كـار يا هدفي كه داري متمركز كني، آن را درست انجام‌دهي و تا آن را به اتمام نرسانده‌اي دست از كار نكشي. همين بينش كليدي است كه قلب و روح اين كتاب را تشكيل مي‌دهد. اين كتاب براي اين نوشته شده است كه به شما نشان بدهد چطور در كارهايتان سريع‌تر پيش برويد. روش‌هايي كه در زير مي‌خوانيد شامل بيست و يك اصل است كه در مجموع قدرتمندترين اصولي است كه تا كنون در زمينه كارآيي فردي كشف كرده‌ام. روش‌ها، تكنيك‌ها و استراتژي‌هايي كه ارائه مي‌شوند كاربردي، اثبات شده و سريع‌العمل هستند. براي صرفه‌جويي در وقت از توضيحات گوناگون روانشناختي و عاطفي در مورد تنبلي و ضعف در مديريت زمان خودداري شده است. در اينجا از مقدمه‌چيني‌هاي طولاني در مورد مباحث نظري و اصول و روش تحقيق، خبري نيست. آنچه در اينجا مي‌آموزيد اعمال مشخصي است كه مي‌توانيد آنها را بلافاصله به كار بگيريد تا در كار خود به نتايج بهتر و سريع‌تر دست پيدا كنيد. هر ايده‌اي كه در اين كتاب عنوان مي‌شود روي بالابردن سطح كلي بهره‌وري، عملكرد و بازده كاري شما متمركز شده است تا ارزش و اعتبار شما را در هر كاري كه مي‌كنيد بيشتر كند. شما مي‌توانيد بسياري از اين ايده‌ها را در زندگي خصوصي خود نيز به كار بگيريد. هر كدام از اين روش‌ها و تكنيك‌هاي بيست و يك گانه به خودي خود كامل بوده و همگي ضروري هستند. يك استراتژي ممكن است در موفقيت در يك كار مؤثر باشد و يك استراتژي ديگر را مي‌توان براي كار ديگري استفاده كرد. روي هم رفته اين ايـده‌هاي بيست و يك گانه در مورد كارآيي فـردي مثل غذاهاي آماده‌اي هستند كـه مي‌توان آنها را در هـر زمان و به ترتيب اهميتي كـه در شـرايط كنوني براي ما دارد به طـور دلخواه مـورد استفاده قرار‌ داد. كليد موفقيت عمل كـردن است. ايـن اصول براي رسيدن بـه پيشرفت‌ها و نتايج سريع و قابل پيش‌بيني نتيجه‌بخش هستند. هر چقدر سريع‌تر آنها را ياد بگيريد و به كار ببنديد مسلماً در حرفه خود سريع‌تر پيشرفت خواهيد كرد. هيچ مـحدوديتي در مـورد آنچـه مـي‌تـوانيـد انجـام بـدهيد وجـود نـخواهـد داشـت بـه شـرطي كــه يــاد بـگيريـد چـطور؛ « قورباغه را قورت بدهيد » برايان تريسي سولانابيچ، كاليفرنيا مقـدمـه قورباغه را قـورت بـده! عصر حاضر براي زندگي كردن دوران فوق‌العاده‌اي است. در هيچ زماني تا اين حد امكانات و فرصت‌هاي گوناگون براي دست‌يابي به بيش‌ترين اهداف وجود نداشته است. چرا كه شايد در هيچ دوراني از تاريخ بشر به اين اندازه انتخاب‌‌هاي گوناگون در پيش روي انسان نبوده است. در واقع آنقدر كارهاي خوب و جالب براي انجام دادن وجود دارد كه شايد بتوان گفت توانايي تصميم‌گيري و انتخاب از ميان آنها عامل تعيين كننده‌ي موفقيت شما در زندگي است. اگر شما هم مثل بيشتر مردم اين دوره و زمانه باشيد حتماً با زيادي كارها و كمي وقت مواجه هستيد. در حالي‌كه با انجام امور موجود دست به گريبانيد كارها و وظايف جديد به طور سيل‌آسا به سوي شما هجوم مي‌آورند. به همين دليل است كه هرگز نمي‌توانيد تمام كارهاي‌تان را انجام بدهيد. شما هيچ وقت نمي‌توانيد از كارها پيشي بگيريد و هميشه در مورد بعضي از كارها و يا شايد در مورد بيشتر كارها از برنامه عقب مي‌افتيد. با اين اوصاف در اين زمان و شايد بيش از هر زمان ديگر در گذشته توانايي شما در تعيين مهم‌ترين كار‌هايي كه بايد شروع كرده و سريعاً به اتمام برسانيد به احتمال زياد بيش از هر توانايي يا مهارت ديگري در موفقيت شما نقش خواهد داشت. يك انسان واقعي اگر بتواند اين عادت را در خود ايجاد كند كه كارهاي خود را به طور واضح اولويت‌بندي كند و كارهاي مهم را سريعاً انجام دهد، مي‌تواند از يك نابغه كه زياد حرف مي‌زند و نقشه‌هاي عالي مي‌كشد اما كم‌تر كاري را به انجام مي‌رساند پيشي بگيرد. از قديم گفته‌اند اگر اولين كاري كه بايد هر روز صبح انجام بدهي اين باشد كه قورباغه‌ي زنده‌اي را قورت بدهي در بقيه روز خيالت راحت خواهد بود كه سخت‌ترين و بدترين اتفاقي را كـه ممکن است در تمام روز برايت پيش بيايد پشت سر گذاشته‌اي. قورباغه شما در واقع بزرگ‌ترين و مهم‌ترين كاري است كه بايد انجام بدهيد. همان كاري كه اگر الان فكري به حالش نكنيد به احتمال زياد همين طور براي انجام آن تنبلي خواهيد كرد. ضمناً كار مورد نظر همان كاري است كه انجام آن در حال حاضر مي‌تواند بيش‌ترين تأثير را در زندگي شما بگذارد. قديمي‌ها همچنين گفته‌اند: « اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوري اول آن يكي را كه زشت‌تر است بخور! » منظور اين است كه اگر دو كار مهم را پيش رو داريد اول كاري را كه بزرگ‌تر و سخت‌تر و مهم‌تر است انجام بدهيد. خود را موظف كنيد كه بلافاصله دست بكار شويد و آنقدر مداومت به خرج دهيد تا كار را به اتمام برسانيد پيش از آنكه دست به انجام كار ديگري بزنيد. به اين كار مثل يك « امتحان » فكر كنيد و با آن مثل يك مبارزه فردي روبرو شويد. در برابر اين وسوسه كه اول كـارهاي آسان‌تر را انجام دهيد مقاومت كنيد. مدام به خودتان يادآوري كنيد كه مهم‌ترين تصميمي كـه هر روز مي‌گيريد اين است كه اول چه كاري را انجام بدهيد و بعد از آن به چه كاري مشغول بشويد، البته اگر كار اول را به انجام برسانيد. حرف آخر اين است: « اگر بايد قورباغه زنده‌اي را بخوري هيچ فايده‌اي ندارد كه مدت زيادي بنشيني و به آن نگاه كني. » كليد رسيدن به سطوح بالاي كارايي و بهره‌وري اين است كه اين عادت را براي هميشه در خود ايجاد كنيد كه هر روز صبح ابتدا به سر وقت مهم‌ترين كار خود برويد. بايد در زندگي اين عادت را در خود ايجاد كنيد كه هر روز قبل از هر كاري اول قورباغه خود را قورت بدهيد بدون آنکه وقت زيادي را صرف فكر كردن درباره اين كار بكنيد. بـا مـطالعه و بـررسي هـر چـه بيشتر در مــورد مـردان و زنـان كـه درآمد بيشتري داشته و سريع‌تـر پيشرفت كرده‌اند ويژگـي « عمل گرايي » به عنوان بارزترين و پايدارترين رفتاري كه آنها در هر كاري از خود نشان مي‌دهند خودنمايي مـي‌كند. افـراد موفق و مؤثر كـساني هستند كـه مستقيماً به سراغ كارهاي اصلي خود مي‌روند و خود را موظف مي‌كنند تا آنها را به اتمام برسانند. در دنياي ما، و به خصوص در دنياي شغلي ما، افراد براي رسيدن به نتايج معين و قابل اندازه‌گيري دستمزد مي‌گيرند و ارتقاء مقام پيدا مي‌كنند. شما براي انجام خدمات ارزشمند و به ويژه خدماتي كه از شما خواسته مي‌شود پول مي‌گيريد. « شكست در عمل » يكي از مهم‌ترين مشكلاتي است كه امروزه در سازمان‌ها به چشم مي‌خورد. بسياري از مردم مَشغَله را با موفقيت اشتباه مي‌گيرند. اين قبيل افراد مدام حرف مي‌زنند، مرتب جلسه تشكيل مي‌دهند و برنامه‌هاي فوق‌العاده‌اي را طرح‌ريزي مي‌كنند، اما در نهايت كارمفيدي انجام نمي‌دهند و به نتايج مطلوب دست پيدا نمي‌كنند. حداقل 95 درصد موفقيت شما در زندگي و كار بستگي به عادت‌هاي مختلفي دارد كه به مرور زمان كسب مي‌كنيد، عادت تعيين اولويت‌ها، غلبه بر تنبلي و مداومت در انجام امور، مهم‌ترين وظايف يك مهارت ذهني و جسمي است. پس مي‌توانيد اين عادت را از طريق تمرين و تكرار پي در پي ياد بگيريد و آنقدر به آن ادامه دهيد تا در ذهن ناخودآگاه شما نقش ببندد و به جزء جدانشدني رفتار شما تبديل شود. زماني كه اين رفتار تبديل به عادت شود انجام آن به‌آساني و به‌طور خودكار صورت مي‌گيرد. شما از نظر ذهني و عاطفي طوري طرح‌ريزي شده‌ايد كه موفقيت در انجام كارها به شما احساس خوب و مثبتي مي‌دهد، شما را خوشحال مي‌كند و در شما احساس پيروزي ايجاد مي‌كند. هر وقت از عهده كاري، چه كوچك و چه بزرگ، برمي‌آييد موجي از انرژي، شور و شوق و اعتماد به نفس را در خود احساس مي‌كنيد. هر چقدر اين كار مهم‌تر باشد در وجود خود و دنياي پيرامون‌تان شادي، اعتماد به نفس و قدرت بيشتري احساس مي‌كنيد. يكي از به اصطلاح بزرگ‌ترين رازهاي موفقيت اين است كه شما واقعاً مي‌توانيد در خودتان يك « اعتماد مثبت » نسبت به لذتي ايجاد كنيد كه از اطمينان، اعتماد و قابليت حاصل از موفقيت ناشي مي‌شود. وقتي اين اعتياد را در خود ايجاد كرديد آنوقت بدون آن‌كه حتي درباره آن فكر كنيد زندگي خود را به نحوي سرو سامان خواهيد داد كه مدام كارها و پروژه‌هاي بزرگ‌تري را آغاز كنيد و به انجام برسانيد. يكي از راه‌هاي رسيدن به يك زندگي عالي، موفقيت شغلي و رضايت كامل از خود، اين است كه عادت شروع كردن كارها‌ي مهم و تمام كردن آنها را در خود ايجاد كنيد. وقتي به اين مرحله برسيد اين عادت چنان نيرومند مي‌شود كه به پايان رساندن كارهاي مهم را آسان‌تر از رها‌كردن آنها خواهيد يافت. شايد اين لطيفه را شنيده باشيد كه مردي در يكي از خيابان‌هاي نيويورك از موسيقيداني مي‌پرسد كه چطور مي‌تواند به تالار كارنگي برسد و موسيقي‌دان جواب مي‌دهد: « با تمرين آقا، با تمرين » تمرين، كليد تسلط بر هر مهارتي است. خوشبختانه ذهن شما مثل يك ماهيچه عمل مي‌كند. هر چقدر بيشتر آن را به‌كار بگيريد قوي‌تر مي‌شود و قابليت بيشتري پيدا مي‌كند. با تمرين مي‌توانيد هر رفتار يا مهارتي را كه دوست داريد يا ضروري مي‌دانيد در خودتان بپرورانيد. براي ايجاد عادت توجه و تمركز بر روي مهم‌ترين كارها به سه ويژگي اساسي نياز داريد كه هر سه را مي‌توان ياد گرفت. اين سه ويژگي، تصميم‌گيري، انضباط و اراده هستند. اول بايد تصميم بگيريد كه عادت به انجام رساندن كارها را در خود بپرورانيد. دوم بايد خودتان را منضبط كنيد تا اصول لازم براي ايجاد اين عادت را آن‌قدر تمرين كنيد تا بر آنها تسلط پيدا كنيد. و در آخر بايد هر كاري را كه بر اساس اين اصول انجام مي‌دهيد با استفاده از نيروي اراده تقويت كنيد تا اينكه اين عادت ثبات پيدا كند و به جزء جدانشدني شخصيت شما بدل شود. براي اينكه روند پيشرفت خود را به سوي شخصيت مثمر ثمر، مؤثر و كارآمدي كه مي‌خواهيد باشيد سرعت بدهيد يك روش ويژه وجود دارد. بايد مدام به فوايد و مزاياي اهل عمل بودن، سريع كار كردن و تمركز داشتن فكر كنيد. خود را همان فردي تصور كنيد كه كارهاي مهم را به سرعت، به خوبي و بطور مداوم انجام مي‌دهد. تصوير ذهني كه از خودتان داريد تأثير شگرفي بر رفتار شما دارد. خود را به صورت فردي كه مي‌خواهيد در آينده باشيد مجسم كنيد. تصوير شما از خودتان يا به عبارت ديگر اينكه خود را از درون چگونه مي‌بينيد تا حد زيادي نحوه عملكرد شما را در جهان بيرون تعيين مي‌كند. جيم كَتكارت كه يك سخنران حرفه‌اي است مي‌گويد: « شما تبديل به هماني مي‌شويد كه تجسم مي‌كنيد. » توانايي شما براي يادگيري و پروراندن مهارت‌ها، عادت‌ها، و قابليت‌هاي جديد عملاً نامحدود است. وقتي از طريق تمرين و تكرار خودتان را تربيت مي‌كنيد تا بر تنبلي غلبه كنيد و كارهاي مهم خود را به سرعت انجام دهيد، در جاده زندگي و كار وارد خط سرعت مي‌شويد و درست مثل اين است كه پاي‌تان را روي پدال گاز فشار بدهيد. پس قورباغه را قورت بده! 1 سفره را بچينيد براي موفقيت يك ويژگي هست كه فرد بايد آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. به بيان ديگر، فرد بايد بداند كه چه مي‌خواهد و شديداً خواستار بدست آوردن آن باشد. ناپلئون هيل -------------------------------------------------------------------------------- قبل ازآنكه بتوانيد « قورباغه » خود را مشخص كنيد و دست به كار خوردن آن شويد بايد ابتدا دقيقاً معين كنيد كه در هر حوزه از زندگي‌تان به چه چيزي مي‌خواهيد برسيد. در بالا بردن كارايي فردي مهم‌ترين اصل روشن بودن هدف است. اولين دليل اينكه چرا بعضي از مردم مي‌توانند كارها را سريع‌تر انجام دهند اين است كه هدف‌ها و برنامه‌هاي كاملاً روشني دارند و از آنها فاصله نمي‌گيرند. هر چه برايتان روشن‌تر باشد كه چه مي‌خواهيد و براي به دست آوردن آن چه بايد بكنيد، آسان‌تر مي‌توانيد بر تنبلي غلبه كنيد، راحت‌تر قورباغه‌تان را مي‌خوريد و سريع‌تر كارها را به اتمام مي‌رسانيد. روشن نبودن هدف، سرگرمي و پريشان فكري در مورد اينكه چه كاري را بايد انجام بدهيد و به چه دليل و به چه صورتي بايد آن را انجام بدهيد يكي از دلايل اصلي تنبلي و نداشتن انگيزه است. براي نجات پيدا كردن از اين شرايط معمول بايد تمام نيروهاي خود را به كار بگيريد و براي هر كاري كه انجام مي‌دهيد هدف روشن و مشخصي را تعيين كنيد. ? يك روش عالي براي موفقيت در كار اين است: افكارتان را روي كاغذ بياوريد. فقط سه در صد از مردم هدف‌هاي مشخصي دارند و آنها را روي كاغذ مي‌آورند. اين افراد در مقايسه با افرادي كه از نظر ميزان تحصيلات و توانايي برابر و يا بهتر از آنها هستند اما به هر دليلي هرگز وقت خود را صرف روي كاغذ آوردن هدف‌هاي خود نكرده‌اند پنج تا ده برابر بيشتر كارايي دارند. شما مي‌توانيد تا آخر عمر از يك روش مؤثر براي مشخص كردن و رسيدن به هدف‌هايتان استفاده كنيد. اين روش هفت مرحله ساده دارد. با رسيدن به هركدام از اين هفت مرحله مي‌توانيد كارايي خود را دو تا سه برابر كنيد. بسياري از افرادي كه دوره‌هاي آموزشي مرا به اتمام رسانده‌اند با استفاده از اين روش ساده هفت مرحله‌اي توانسته‌اند درآمد خود را ظرف چند سال و حتي چند ماه به طور چشم‌گيري افزايش دهند. مرحله شماره 1: مشخص كنيد كه دقيقاً چه مي‌خواهيد. به تنهايي يا با رئيس‌تان بنشينيد و آنقدر در مورد هدف‌ها و برنامه‌هايتان بحث كنيد تا كاملاً برايتان روشن شود كه رئيس‌تان از شما انتظار دارد چه كارهايي را انجام دهيد و ترتيب انجام آنها به چه صورتي باشد. تعجب‌آور است كه افراد زيادي مدت‌ها مشغول انجام وظايف و كارهاي بيهوده هستند چون هرگز تصميم نگرفته‌اند كه با رئيس خود در مورد چنين موضوع مهمي به بحث بنشينند. قانون: يكي از بدترين راه‌هاي استفاده از وقت آن است كه كاري را كه به هيچ وجه لازم نيست به بهترين وجه انجام دهيم. استفن كاوي مي‌گويد: « پيش از آنكه بالا رفتن از نردبان موفقيت را شروع كنيد، ابتدا مطمئن شويد كه نردبان را به ساختمان مناسب تكيه داده‌ايد. » مرحله شماره 2: هدف خود را روي كاغذ بياوريد. وقتي هدف‌تان را مي‌نويسيد، آن را شفاف و قابل لمس مي‌كنيد. با اين كار چيزي خلق مي‌كنيد كه قابل لمس و ديدن است. به بيان ديگر هدفي كه روي كاغذ نيامده است فقط يك آرزو يا رؤياست و هيچ انرژي در پشت آن نيست. هدف‌هاي نوشته نشده منجر به سردرگمي، ابهام، گمراهي و اشتباهات بسيار مي‌شوند. مرحله شماره 3: براي هدف خود مهلت تعيين كنيد. براي يك هدف يا تصميم بدون مهلت مشخص هيچ فوريتي وجودندارد. چنين هدفي فاقد يك آغاز يا پايان واقعي است. اين كه محول كردن يا پذيرش كارها و مسئوليت‌ها فاقد مهلتي معين براي انجام باشد طبيعتاً باعث مي‌شود كه كارها را به تعويق بيندازد و بخش ناچيزي از آنها را انجام دهيد. مرحله شماره 4: از تمام كارهايي كه فكر مي‌كنيد بايد براي رسيدن به هدف‌تان انجام بدهيد فهرستي تهيه كنيد. هر بار چيز جديدي به ذهن‌تان رسيد آن را به ليست فعاليت‌ها اضافه كنيد. اين كار را تا كامل كردن ليست ادامه دهيد. اين فهرست به شما تصوير قابل مشاهده‌اي از وظيفه يا هدف اصلي ونيز راهي كه بتوان در آن بي‌وقفه به كار ادامه داد ارائه و احتمال رسيدن به هدف را به طور چشم‌گيري افزايش مي‌دهد. مرحله شماره 5: فهرست را به يك برنامه تبديل كنيد. كارهايي را كه به صورت ليست در آورده‌ايد اولويت بندي كنيد. مشخص كنيد كه چه كاري بايد قبل از همه و چه كاري بعد انجام شود. حتي اگر مي‌خواهيد برنامه خود را قابل مشاهده‌تر كنيد كارها را به ترتيب اولويت در داخل مستطيل‌ها يا دايره‌ها بنويسيد. خواهيد ديد وقتي با اين كار هدف خود را به وظايف يا كارهاي كوچك‌تر تقسيم مي‌كنيد تا چه اندازه رسيدن به هدف برايتان آسان‌تر مي‌شود. با داشتن يك هدف مكتوب و يك برنامه منظم و سازمان يافته كارايي و توانايي شما بسيار بيشتر از فردي خواهد بود كه هدف‌ها‌يش را در ذهنش نگه مي‌دارد و با خودش حمل مي‌كند. مرحله شماره 6: فوراً كار را بر اساس برنامه شروع كنيد. هر كاري كه مي‌خواهد باشد. برنامه متوسطي كه بسيار خوب اجرا شود بهتر از يك برنامه عالي است كه هيچ اقدامي در جهت اجراي آن انجام نشود. در راه رسيدن به هر موفقيتي اجراي برنامه از همه چيز مهم‌تر است. مرحله شماره 7: تصميم بگيريد كه هر روز براي آنكه قدمي به سوي هدف اصلي برداريد كاري انجام دهيد. اين كار يا فعاليت را در برنامه روزانه خود بگنجانيد. هر روز تعداد صفحات معيني در مورد موضوع مورد نظر خود مطاله كنيد، به سراغ تعداد مشخصي از مشتري برويد، مدت زمان معيني ورزش كنيد، از يك زبان خارجي تعداد مشخصي واژه‌هاي جديد ياد بگيريد. هرگز يك روز خود را بيهوده تلف نكنيد. حركت به جلو را ادامه دهيد. وقتي حركت را شروع كرديد به پيشروي ادامه دهيد. متوقف نشويد. همين استواري و ثبات قدم به تنهايي مي‌تواند شما را تبديل به يكي از فعال‌ترين و موفق‌ترين افراد نسل خود كند. داشتن هدف‌هاي مكتوب تأثير بسيار خوبي روي قدرت تفكر شما دارد. به شما انگيزه‌ي كار و فعاليت مي‌دهد. قدرت خلاقيت شما را تقويت مي‌كند، انرژي بخش است و بيش از هر عامل مؤثر ديگري به شما كمك مي‌كند تا بر تنبلي خود پيروز شويد. هدف‌ها سوخت و انرژي آتشدان موفقيت هستند. هر چه اين هدف‌ها بزرگتر و روشن‌تر باشد براي رسيدن به آنها مشتاق‌تر مي‌شويد. هر چه به هدف‌هايتان بيشتر فكر كنيد تمايل و اشتياق دروني شما براي دست‌يابي به آنها بيشتر مي‌شود. هر روز به هدف‌هايتان فكر كنيد و آنها را مرور نماييد. هر روز صبح فعاليت‌تان را با مهم‌ترين كار آغازكنيد. اين كار مي‌تواند شما را به مهم‌ترين هدفي كه در حال حاضر داريد، برساند. قورباغه را قورت بده ! همين الآن يك كاغذ برداريد و ده هدفي كه مي‌خواهيد در سال آينده به آنها برسيد ليست كنيد. اين هدف‌ها را به صورتي بنويسيد كه گويا يك سال گذشته است و آنها همگي به تحقق پيوسته‌اند. در نوشتن هدف‌هايتان از زمان حال و ضمير اول شخص استفاده كنيد، هدف‌ها بايد با صراحت و با قطعيت بيان شوند. با اين كار ذهن ناخود آگاه شـما بي‌درنگ آنها را تأييد مي‌كند. براي مثـال مي‌نويسيد: « من ... تومان در آمـد دارم. » يـا « وزن من ... كيلو گرم است. » و يـا « من سوار اتومبيل ... هستم. » سپس ده هدفي را كه نوشته‌ايد مرور كنيد. از ميان آنها هدفي را انتخاب كنيد كه رسيدن به آن بيشترين تأثير را در زندگي شما مي‌گذارد. اين هدف هر چه كه هست آن را روي يك برگ كاغذ بنويسيد، براي رسيدن به آن مهلتي تعيين كنيد، برنامه‌ريزي كنيد طبق برنامه دست به كار شويد و هر روز براي دست‌يابي به هدف مورد نظر كاري انجام دهيد. همين تمرين به تنهايي مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند! 2 براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي كنيد برنامه‌ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الآن كاري براي آن انجام دهيد. آلِن لاكِين -------------------------------------------------------------------------------- حتما‌ً اين سـؤال قديمي را شــنيده‌ايد: « چطـور يك فيل را مي‌خورند؟ » و البتـه جواب هم اين اســت: « لقمه لقمه! » شما چطور درشت‌ترين قورباغه خود را مي‌خوريد؟ به همين ترتيب: اول آن را به فعاليت‌هاي معيني كه بايد قدم به قدم انجام شوند تقسيم مي‌كنيد و سپس با اولين‌شان شروع مي‌كنيد. ذهن شما، يعني توانايي شما براي تفكر، برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري، قدرتمند‌ترين وسيله‌اي است كه براي غلبه بر تنبلي و افزايش بهره‌وري خود در اختيار داريد. توانايي شما در تعيين هدف، برنامه‌ريزي و انجام كار روند زندگي شما را مشخص مي‌كند. فكركردن و برنامه‌ريزي كردن به خودي خود توانايي‌هاي ذهني شما را شكوفا مي‌كند و انرژي‌هاي ذهني و جسمي شما را افزايش مي‌دهد. بر عكس همان‌طور كه آلِكس مَك كِنزي مي‌گويد: « وارد عمل شدن بدون برنامه‌ريزي علت همه شكست‌هاست. » قابليت شما در برنامه‌ريزي درست، قبل از شروع كار، معيار توانايي كلي شماست. هر چقدر برنامه شما بهتر باشد، آسان‌تر مي‌توانيد بر تنبلي غلبه كنيد، كار را شروع كنيد، قورباغه خود را قورت بدهيد و به پيشرفت خود ادامه دهيد. يكي از اساسي‌ترين اهداف شما در كار بايد اين باشد كه در برابر نيروهاي جسمي، عاطفي و ذهني كه به كار مي‌گيريد بيشترين بازده ممكن را به دست آوريد. خبر خوبي كه برايتان دارم اين است كه در مقابل هر دقيقه وقتي كه صرف برنامه‌ريزي مي‌كنيد معادل ده دقيقه وقت در حين انجام كار صرفه‌جويي مي‌كنيد. برنامه‌ريزي كارهاي روزانه بيشتر از ده تا دوازده دقيقه از وقت شما را نمي‌گيرد ولي با اين سرمايه‌گذاري كوچك در زمينه وقت مي‌توانيد دست كم دو ساعت ( 100- 120دقيقه ) از وقتي را كه در طول روز تلف مي‌كنيد يا به انجام كارهاي طاقت‌فرسا مي‌گذاريد صرفه‌جويي كنيد. شايد نام فرمول « شش P » را شنيده باشيد. اين فرمول مي‌گويد: » Proper Prior Planning Prevents Poor Performance. « « برنامه‌ريزيِ قبليِ مناسب مانعِ عملكردِ ضعيف مي‌شود. » وقتي مي‌فهميد كه برنامه‌ريزي تا چه حد مي‌تواند در بالا بردن كارايي و عملكرد شما مفيد باشد تعجب مي‌كنيد كه پس چرا تعداد بسيار كمي از مردم براي كارها‌يشان برنامه‌ريزي مي‌كنند. ضمناً برنامه‌ريزي واقعاً كار بسيار ساده‌اي است. تنها چيزي كه براي اين كار لازم داريد يك صفحه كاغذ و يك خودكار است. اساس كار پيچيده‌ترين « پالم پايلوت » يا برنامه كامپيوتري كه موعد سررسيد اقساط را اعلام مي‌كند نيز همين است: بنشينيد و قبل از انجام هر كاري ليستي از كارهايي كه بايد انجام شود تهيه كنيد. هميشه كارها را براساس ليست تهيه شده انجام دهيد. هنگامي كه كار جديدي پيش ميآيد قبل از آنكه دست به انجام آن بزنيد آن را به ليست اضافه كنيد. از همان اولين روزي كه انجام كارهاي خود را براي هميشه از ليست آغاز مي‌كنيد به ميزان كارايي و بازدهي شما 25 درصد يا بيشتر افزوده مي‌شود. ليست كارهاي روز بعد را شب قبل از آن و پس از آن و پس از تمام شدن كار روزانه تهيه كنيد. ابتدا كارهايي را كه هنوز تمام نكرده‌ايد و سپس كارهايي را كه بايد روز بعد انجام دهيد وارد ليست كنيد. هنگامي كه ليست كارهايتان را شب قبل آماده مي‌كنيد ذهن ناخودآگاه شما تمام مدت شب كه در خواب هستيد روي اين ليست كار مي‌كند و اغلب مواقع هنگامي كه از خواب بيدار مي‌شويد ايده‌هايي داريد كه با استفاده از آنها مي‌توانيد كارهايتان را بهتر و سريع‌تر از آنچه در ابتدا تصور مي‌كرديد انجام دهيد. هر چه قبل از انجام كار وقت بيشتري براي آماده كردن و نوشتن ليست تمام كارهايي كه بايد انجام دهيد صرف كنيد كارايي شما بيشتر مي‌شود. شما براي هدف‌هاي متفاوت خود نياز به ليست‌هاي مختلف داريد. اول از همه به يك ليست اصلي نياز داريد كه در آن همه كارهايي را كه فكر مي‌كنيد مي‌خواهيد در آينده دور يا نزديك انجام دهيد يادداشت كنيد. اين ليست براي آن است كه هر ايده جديدي كه به ذهن‌تان مي‌رسد و هر مسئوليت تازه‌اي را كه پيدا مي‌كنيد در آن وارد كنيد. بعداً مي‌توانيد مواردي را كه در آن وارد كرده‌ايد مرتب و منظم كنيد. دوم، به يك ليست ماهيانه نياز داريد كه آن را در پايان هر ماه براي ماه آينده تهيه و تنظيم مي‌كنيد. در اين ليست بعضي از مواردي كه در ليست اصلي درج كرده‌ايد وارد مي‌كنيد. سوم، بايد يك ليست هفتگي داشته باشيد كه در آن تمام هفته را از قبل برنامه‌ريزي كنيد. اين ليست همان‌طور كه در طول هفته مشغول انجام امور جاري هستيد تكميل مي‌شود. اين شيوه برنامه‌ريزي زمان‌بندي‌شده نظام‌مند مي‌تواند براي شما بسيار سودمند باشد. بسياري از مردم به من گفته‌اند اين عادت كه حدود 2 ساعت از وقت‌شان را در پايان هفته صرف برنامه‌ريزي هفته آينده كنند بهره‌وري آنها را به طور چشم‌گيري افزايش داده و زندگي آنها را كاملاً دگرگون كرده است. اين راهكار مسلماً در مورد شما نيز نتيجه‌بخش خواهد بود. دست آخر بايد كارها و وظايف روزانه را مشخص نموده و آنها را از ليست‌هاي ماهيانه و هفتگي به ليست روزانه خود منتقل كنيد. اين موارد فعاليت‌هاي معيني هستند كه بايد در روز آينده به آنها بپردازيد. در طول روز همان‌طور كـه پيش مي‌رويد در ليست روزانه كـنار فعاليت‌هايي كـه به اتمام مي‌رسانيد تيـك ( R ) بزنيد. اين كار به پيشرفت كارتان عينيت مي‌بخشد و در شما احساس موفقيت و حركت به سوي جلو ايجاد مي‌كند. وقتي مي‌بينيد كه داريد مطابق ليست خود پيش مي‌رويد انگيزه و انرژي بيشتري پيدا مي‌كنيد. اين كار اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهد. پيشرفت مداوم و مشهود شما را بيشتر به حركت وا مي‌دارد و كمك مي‌كند تا بر تنبلي غلبه كنيد. وقتي پروژه‌اي را در پيش رو داريد، صرف نظر از اينكه چه نوع پروژه‌اي است، اول ليستي از تمام اقداماتي كه بايد براي به پايان رساندن آن از ابتدا تا انتها انجام دهيد تهيه كنيد. فعاليت‌هاي پروژه را اولويت‌بندي كرده و ترتيب انجام آنها را مشخص كنيد. ليست را روي يك صفحه كاغذ يا در يك برنامه كامپيوتري بازنويسي كنيد تا پيوسته در دسترس باشد. آنوقت يكي يكي براي انجام فعاليت‌ها دست به كار شويد. از ميزان پيشرفت كار با اين روش حيرت‌زده خواهيد شد. وقتي مطابق ليست‌هاي خود كار مي‌كنيد احساس مي‌كنيد كه مؤثرتر و قوي‌تر شده‌ايد. احساس مي‌كنيد كه هر چه بيشتر كار مي‌كنيد، فكر شما بهتر و خلاق‌تر مي‌شود و بينشي پيدا مي‌كنيد كه مي‌توانيد كارها را حتي سريع‌تر انجام بدهيد. همان‌طور كه گفته شد وقتي به‌طور مداوم از روي ليست‌هاي خود كار مي‌كنيد احساس مثبت پيشرفت را در خود تقويت مي‌كنيد و اين به شما كمك خواهد كرد كه بر تنبلي خود غلبه كنيد. اين احساس پيشرفت براي انجام كارهاي روزانه انرژي بيشتري به شما مي‌دهد. يكي از مهم‌ترين قوانين كارايي فردي قانون 90/10 است. اين قانون مي‌گويد: ده درصد وقت اوليه‌اي را كه قبل از شروع كار صرف برنامه‌ريزي و تنظيم فعاليت‌هاي خود مي‌كنيد معادل نود درصد از وقتي را كه در حين انجام فعاليت‌ها مصرف مي‌كنيد صرفه‌جويي مي‌كند. كافي است اين قانون را يك بار به‌كار بگيريد تا درست بودن آن برايتان اثبات شود. وقتي فعاليت‌هاي روزانه را از قبل برنامه‌ريزي كنيد، شروع كردن و ادامه دادن به كارها برايتان آسان‌تر مي‌شود، كارتان سريع‌تر و راحت‌تر از هميشه پيش مي‌رود، احساس قدرت و توانايي بيشتري مي‌كنيد و در نهايت توقف‌ناپذير مي‌شويد. قورباغه را قورت بده! از همين امروز تهيه برنامه روزانه، هفتگي و ماهانه خود را شروع كنيد. يك دفترچه يا يك برگ كاغذ برداريد و همه‌ي كارهايي را كه بايد در بيست و چهار ساعت آينده انجام دهيد يادداشت كنيد. اگر ايده‌هاي جديدي بعداً به ذهن‌تان مي‌رسد، آنها را هم مجدداً به ليست اضافه كنيد. ليستي از تمام پروژه‌ها و كارهاي بزرگي كه در نظر داريد در آينده انجام بدهيد تهيه كنيد. هر يك از هدف‌ها و پروژه‌هاي بزرگ خود را براساس اولويت ( آنچه كه مهم‌تر است ) و توالي ( آنچه بايد اول انجام شود و آنچه بايد بعد از آن انجام شود ) و ...، مرتب كنيد. براي اين كار مي‌توانيد پايان كار را در نظر مجسم كنيد و از آخر به اول بياييد. روي كاغذ فكر كنيد! هميشه از روي ليست كار كنيد. به اين ترتيب حتي خودتان هم متعجب خواهيد شد كه چقدر كارايي‌تان بيشتر شده است و چقدر راحت‌تر مي‌توانيد قورباغه خود را قورت بدهيد. 3 قانون 80/20را در همه امور به كار بگيريد ما هميشه وقت كافي داريم به شرط آنكه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم. گوته -------------------------------------------------------------------------------- قانون 80/20 يكي از سـودمندترين قوانين در زمينــه مـديريت زمان و زندگي اسـت. نام ديگـر اين قانون « اصل پارتو » است كه به افتخار بنيان‌گذار آن « ويلفردو پارتو » اقتصاددان ايتاليايي نام‌گذاري شده است. وي براي نخستين بار در سال 1895 اين موضوع را در نوشته‌هاي خود مطرح كرد. پارتو متوجه شد كه در جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند مردم را مي‌توان به طور طبيعي به دو دسته تقسيم كرد: گروه اول كه وي به آنها « اقليت بسيار مهم » مي‌گويد جزء 20 % افرادي هستند كه از نظر اقتصادي و اثر بخشي در صدر قرار دارند و گروه دوم كه وي به آنها « كثريت كم اهميت » مي‌گويد 80% را تشكيل مي‌دهند كه در سطح پايين جامعه قرار دارند. وي بعدها كشف كرد كه عملاًً تمام فعاليت‌هاي اقتصادي تابع اين قانون هستند. به عنوان مثال، مطابق اين قانون: 80% از نتايجي كه شما به‌دست مي‌آوريد نتيجه 20% از فعاليت‌هاي شماست. 20% از مشتري‌هاي شما 80% از كل فروش شما را خريداري مي‌كنند. 80% از كل ارزش فعاليت‌هاي شما نتيجه 20% آنهاست و الي آخر. اين بدان معني است كه اگر در ليست شما ده مورد فعاليت وجود داشته باشد دو مورد از اين فعاليت‌ها معادل يا حتي بيش از مجموع هشت فعاليت ديگر ارزشمند هستند. در اينجا به كشف جالبي مي‌رسيم. انجام هر كدام از كار‌هاي موجود در ليست شما ممكن است به يك اندازه وقت شما را بگيرد، ولي انجام يك يا دو تاي آنها چند برابر هر يك از ساير موارد براي شما سودمند خواهد بود. گاهي پيش مي‌آيد كه ارزش يكي از ده كار يا فعاليتي كه شما در ليست خود داريد به تنهايي مي‌تواند بيش از مجموع ساير فعاليت‌ها در موفقيت شما ارزشمند باشد. اين كار بي‌ترديد همان قورباغه‌اي است كه بايد اول از همه قورت بدهيد. مي‌توانيد حدس بزنيد كه يك فرد معمولي احتمالاً در انجام چه كارهايي بيشتر تنبلي مي‌كند؟ واقعيت تأسف‌‌بار اين است كه اكثر مردم در مورد انجام همان ده يا بيست درصد از فعاليت‌هايي كه در صدر قرار دارند و بيشترين ارزش و اهميت را دارند تنبلي مي‌كنند يعني در مورد همان « اقليت بسيار مهم » در عوض وقت خود را صرف 80% فعاليت‌هايي مي‌كنند كه در موفقيت آنها اهميت بسـيار كمي دارد و تاثير ناچيزي در دسـت‌يابي به نتايج ارزشـمند مي‌گذارند، يعنــي همان « اكثريت كم اهميت ». اغلب افرادي را مشاهده مي‌كنيد كه ظاهراً در تمام طول روز مشغول فعاليت هستند اما دستاوردهاي بسيار اندكي دارند. دليل آن هم تقريبا‌ً هميشه اين است كه آنها مشغول انجام كارهايي هستند كه ارزش پاييني دارند و در انجام يكي دو كاري كه واقعاً مي‌تواند در مؤسسه يا حرفه‌اي كه به آن مشغولند تحول ايجاد كند تنبلي مي‌كنند. ارزشمند‌ترين كارهايي كه مي‌توانيد در هر روز انجام دهيد اغلب سخت‌ترين و پيچيده‌ترين كارها هستند. اما بازده و پاداشي كه انجام موفقيت‌آميز چنين كارهايي براي شما خواهد داشت مي‌تواند فوق‌العاده باشد. به همين دليل بايد قاطعانه از انجام كارهايي كه جزء 80 درصد كم ارزش هستند خودداري كنيد آن هم هنگامي كه كارهايي كه جزء 20 درصد ارزشمند هستند معوق مانده‌اند. قبل از شروع هر كاري از خودتان بپرسيد: « آيا اين كار جزء 20 درصد بالاست يا 80 درصد پايين؟ » قانون: در مقابل اين وسوسه كه اول كارهاي كوچك را سر و سامان دهيد مقاومت كنيد. به يادداشته باشيد كه وقتي تصميم مي‌گيريد كاري را بارها و بارها انجام دهيد اين كار نهايتاً به يك عادت تبديل مي‌شود و ترك آن سخت خواهد. اگر تصميم بگيريد هر روزتان را با انجام كارهاي كم ارزش شروع كنيد به‌زودي اين عادت در شما شكل مي‌گيرد كه هر روز را با كارهاي كم ارزش شروع كنيد و روزها را با انجام آنها بگذرانيد و مناسب نيست كه بخواهيد چنين عادت را در خودتان بپرورانيد يا آن را حفظ كنيد. سخت‌ترين مرحله از انجام هر كار مهمي اولين مرحله يعني شروع كردن آن است. وقتي انجام يك كار مهم را واقعاً آغاز مي‌كنيد، به طور طبيعي انگيزه پيدا مي‌كنيد تا آن را ادامه دهيد. قسمتي از ذهن شما هميشه عاشق اين است كه سرگرم كارهاي مهمي باشد كه واقعاً مي‌توانند در زندگي شما تحول ايجاد كنند. وظيفه شما اين است كه اين قسمت از ذهن خود را دائماً تغذيه كنيد. حتي فكر كردن به شروع و انجام يك كار كليدي انگيزه شما را بالا مي‌برد و كمك مي‌كند تا بر تنبلي خود غلبه كنيد. واقعيت اين است كه مدت زمان لازم براي انجام يك كار مهم در اغلب موارد معادل مدت زماني است كه براي انجام يك كار مهم كم اهميت لازم است. تفاوت در اين است كه شما با اتمام كاري ارزشمند و قابل توجه به‌طور فوق‌العاده‌اي احساس خرسندي و غرور مي‌كنيد، حال آنكه با صرف همان ميزان وقت و انرژي در انجام كاري كم ارزش يا احساس خرسندي نخواهيد كرد و يا ميزان آن بسيار اندك خواهد بود. مديريت زمان در واقع مديريت زندگي و مديريت فردي و يا تحت كنترل درآوردن جريان وقايع است. با استفاده از مديريت زمان هميشه آزاد خواهيد بود كه فعاليت بعدي خود و نيز فعاليت پس از آن را انتخاب كنيد. توانايي شما در انتخاب ميان كارهاي با اهميت و كم اهميت كليد تعيين ميزان موفقيت شما در زندگي و كار است. افراد مؤثر و سازنده هميشه خود را موظف مي‌كنند تا انجام كاهاي مهمي را كه در پيش رو دارند آغاز كنند. اين افراد خود را مجبور مي‌كنند كه قورباغه را، هرچه كه مي‌خواهد باشد، قورت بدهند. در نتيجه اين افراد بسيار بيش از افراد معمولي كارايي دارند و به همين دليل بسيار خوشبخت‌تر هستند. شما هم بايد به همين روش كار كنيد. قورباغه را قورت بده! همين امروز ليستي از تمامي هدف‌ها، پروژه‌ها و مسئوليت‌هاي خود تهيه كنيد. كداميك از آنها جزء 10 تا 20 درصد از كارهايي هستند كه 80 يا 90 درصد از نتايج مورد نظر ما را به بار مي‌آورند يا مي‌توانند به بار آورند؟ از همين امروز قاطعانه تصميم بگيريد كه وقت بيشتري را صرف فعاليت‌هاي معدودي بكنيد كه مي‌توانند در زندگي شما تحول واقعي ايجاد كنند و وقت كمتري را صرف فعاليت‌هاي كم اهميت‌تر بكنيد. 4 پيامد كارها را در نظر داشته باشيد ميزان بزرگي و موفقيت هر فرد بستگي به اين دارد كه تا چه حد مي‌تواند همه نيروهاي خود را در يك كانال واحد بريزد. اُريسون سووت ماردِن -------------------------------------------------------------------------------- نشانه تفكر برتر يك انسان اين است كه بتواند در مورد پيامدهاي انجام دادن يا انجام ندادن يك كار پيش‌بيني درستي داشته باشد. اين كه يك كار يا فعاليت تا چه اندازه براي شما يا براي شركت شما اهميت دارد بستگي به پيامدها‌ي بالقوه آن كار دارد. اگر بتوانيد بر اين اساس اهميت هر كاري را ارزيابي كنيد مي‌توانيد تعيين كنيد كه قورباغه‌ي بعدي شما كدام است. دكتر ادوارد بانفيلد از دانشـگاه‌ هاروارد پس از پنجاه سـال پژوهش به اين نتيجه رسـيد كه داشـتن « ديد بلند مدت » مؤثر‌‌‌‌‌ترين عامل پيشرفت‌‌هاي اجتماعي و اقتصادي آمريكاست. ديد بلند مدت داشتن در كار تبديل به عاملي شده است كه از تمامي عوامل ديگر مانند تجربه، تحصيل، نژاد، هوش و روابط در تعيين ميزان موفقيت شما در زندگي نقش مهم‌تري دارد. رويكرد شما نسبت به زمان، يا « افق زماني » شما، تأثير چشم‌گيري بر رفتار‌ها و انتخاب‌هاي شما دارد. كساني كه دورنماي درازمدتي از زندگي و حرفه خود دارند هميشه مي‌توانند در مورد وقت و فعاليت‌‌‌‌‌هايشان بهتر از كساني كه كمتر در مورد آينده خود فكر مي‌كنند تصميم‌گيري كنند. قانون: تفكر دراز مدت تصميم‌گيري‌هاي كوتاه‌مدت را بهبود مي‌بخشد افراد موفق در مورد آينده خود جهت‌گيري روشني دارند. آنها درباره پنج، ده و بيست سال آينده فكر مي‌كنند و انتخاب‌ها و رفتار‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي خود را در زمان حال مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهند تا با آينده‌اي كه در درازمدت خواهان آن هستند هماهنگ باشد. در كارتان داشتن تصويري روشن از آنچه در درازمدت براي شما دارد تصميم‌گيري‌هاي كوتاه‌مدت شما را در مورد اينكه چه كارهايي در اولويت قرار دارند بسيار آسان‌تر مي‌كند. طبق تعريف، كارهاي مهم و ضروري به طور بالقوه نتايج بلند‌مدت دارند و كارهاي غير مهم و غير ضروري تأثيرات بلند‌مدت بسيار نا‌چيزي دارند و يا هيچ نتيجه‌اي ( تأثيري ) ندارند. پيش از شروع هر كاري از خودتان بپرسيد: « انجام دادن يا ندادن اين كار چه تأثيرات بلند‌مدتي بر زندگي من خواهد داشت؟ » قانون: آينده‌نگري فعاليت‌ها و كارهاي فعلي ما را تحت تأثير قرار مي‌دهد و در اغلب مواقع تعيين كننده فعاليت‌هاي كنوني ماست هر چه اهداف آينده شما روشن‌تر باشد، تأ ثير بيشتري روي كارهايي كه در زمان حال مشغول انجام آنها هستيد خواهد گذاشت. با داشتن ديد بلند‌مدت و آينده‌نگري بسيار بهتر مي‌توانيد كارهاي فعلي‌تان را ارزيابي كنيد و مطمئن شويد كه آيا اين كارها با آنچه كه هدف نهايي شماست و مي‌خواهيد در نهايت به آن برسيد مطابقت دارد يا خير. افراد موفق كساني هستند كه آماده‌اند تا لذت‌هاي كوتاه‌مدت را به تعو يق بياندازند و با كار و تلاش نتايج بسيار ارزشمندي را در آينده به دست آورند. به عكس، افراد نا‌موفق بيشتر به خوشي‌ها و لذت‌هاي كوتاه‌مدت و آني فكر مي‌كنند و به آينده خود بسيار كم توجه‌اند. دنيس وتيلي، سخنران معروف، مي‌گويد: « انسان‌هاي ناموفق به كارهايي مي‌پردازند كه رفع كننده تنش‌ها و ناراحتي‌هاست، در صورتي كه انسان‌هاي موفق به كارهايي مي‌پردازند كه آنها را به هدف‌ها‌يشان مي‌رساند. » به عنوان مثال، زود سر‌كار رفتن، مطالعه مرتب در زمينه‌اي كه به حرفه شما مربوط مي‌شود. شركت در كلاس‌هايي كه مهارت شما را بالا مي‌برد و تمركز روي فعاليت‌هايي كه در حرفه شما ارزش بالايي دارند همگي تأثيرات بسزايي در زندگي شما خواهد داشت. از طرف ديگر، در آخرين لحظه سر‌كار رفتن، نوشيدن چاي و قهوه، روزنامه خواندن و خوش و بش كردن و گپ زدن با همكاران هر چند در كوتاه‌مدت سرگرم كننده و لذت‌بخش است اما در درازمدت نهايتاً به عدم پيشرفت، دست‌ نيافتن به اهداف و در جا زدن مي‌انجامد. اگر عمل يا فعاليتي بالقوه پيامد‌هاي مثبت فراواني دارد آن را در اولويت بالا قرار دهيد و بلا‌فاصله شروع به انجام آن كنيد. همچنين اگر كاري بالقوه پيامد‌هاي منفي زيادي دارد انجام ندادن آن نيز بايد در اولويت بالا قرار بگيرد. قورباغه شما هر چه كه باشد بايد عزمتان را جزم كنيد و قبل از هر كاري آن را قورت بدهيد. انگيزه بايد علتي داشته باشد. وقتي فعاليت يا رفتاري را به وضوح براي خود تعريف كرديد، هر چقدر تأثيرات مثبتي كه آن كار مي‌تواند روي زندگي شما بگذارد بطور بالقوه بيشتر باشد، شما هم انگيزه بيشتري براي غلبه بر تنبلي و انجام سريع آن كار خواهيد داشت. اگر به‌طور مداوم كارهايي را كه مي‌تواند تغيير عمده‌اي در زندگي شما يا در جايي كه در آن كار مي‌كنيد ايجاد كند شروع كنيد و به اتمام برسانيد تمركز خود را حفظ كرده و پيشرفت خواهيد كرد. زمان به هر حال خواهد گذشت. تنها پرسشي كه وجود دارد اين است كه شما از وقت‌تان استفاده مي‌كنيد و قرار است در پايان هفته‌ها و ماه‌هايي كه مي‌گذرند به كجا برسيد. و اينكه به كجا مي‌رسيد عمدتاً بستگي به ميزان توجهي دارد كه به عواقب احتمالي اعمال خود در كوتاه مدت مي‌كنيد. فكر كردن مداوم به پيامدهاي بالقوه انتخاب‌ها، تصميم‌گيري‌ها و رفتارهايتان يكي از بهترين راه‌هايي است كه بوسيله آن مي‌توانيد اولويت‌هاي حقيقي خود را در كار و زندگي تعيين كنيد. قورباغه را قورت بده! به‌طور منظم ليست كارها، فعاليت‌ها و پروژه‌هاي خود را مرور كنيد. مرتباً از خودتان بپرسيد: « كدام پروژه يا فعاليت است كه اگر آن را به بهترين نحو و با يك روش زمان‌بندي شده به انجام برسانم بيشـترين تأثير مثبت را بر زندگي من خواهد گذاشت؟ » آنچه را كه مي‌تواند بيشترين كمك را به شما بكند، هر چه كه باشد، به عنوان هدف خود در نظر بگيريد، براي دست‌يابي به آن برنامه‌ريزي كنيد و بلافاصله روي برنامه‌ي خود شروع به كار كنيد. اين كلمات فوق‌العاده گوته را به خاطر بسپاريد: « اگر كار را شروع كنيد ذهن شما گرم مي‌شود و اگر ادامه دهيد كار به انجام مي‌رسد. » 5 روش الف ب پ ت ث را مدام به كار بگيريد نخستين قانونِ موفقيت، تمركز است. يعني همه نيروهاي خود را روي يك نقطه متمركز كنيد، مستقيماً به سراغ همان نقطه برويد و به چپ و راست منحرف نشويد. ويليام ماتئوس -------------------------------------------------------------------------------- قبل از شروع كارها هر چقدر فكر بيشتري روي برنامه‌ريزي و اولويت‌بندي كارها بگذاريد، كارهاي مهم‌تري خواهيد كرد و زماني كه كاري را شروع كرديد سريع‌تر آن را به پايان خواهيد رساند. هر چقدر كاري براي شما مهم‌تر و با ارزش‌تر باشد براي غلبه بر تنبلي و دست به‌كارشدن انگيزه بيشتري خواهيد داشت. روش الف ب پ ت ث يك تكنيك قوي براي اولويت‌بندي است كه مي‌توانيد هر روز از آن استفاده كنيد. اين تكنيك آنقدر ساده و مؤثر است كه استفاده از آن به خودي خود مي‌تواند شما را به يكي از كارآمدترين و مؤثرترين افراد در حوزه كاري‌‌تان تبديل كند. كارآيي اين تكنيك در سادگي آن نهفته است. روش آن به اين ترتيب است: براي شروع كار بايد ليستي از تمام كارهايي كه بايد در روز آينده انجام دهيد تهيه كنيد. روي كاغذ فكر كنيد. آنگاه قبل از آنكه شروع به كار كنيد، كنار هر يك از مواردي كه در ليست خود نوشته‌ايد يكي از حروف الف، ب، پ، ت، يا ث را بنويسيد. حرف الف براي كاري است كه بسيار مهم باشد، كاري كه بايد حتماً انجام دهيد وگرنه با عواقب جدي مواجه خواهيد شد. موردي كه با حرف الف مشخص شده است مي‌تواند ملاقات با يك مشتري خيلي مهم يا تمام كردن گزارشي باشد كه رئيس‌تان براي يك جلسه هيأت مديره كه قرار است بزودي برگزار شود به آن نياز دارد. اين موارد قورباغه‌هاي زندگي شما هستند. اگر بيش از يك مورد از نوع الف داريد آنها را با گذاشتن علامت الف-1، الف-2، الف-3، و ... اولويت‌بندي كنيد. كار الف-1 بزرگ‌ترين و زشت‌ترين قورباغه شماست. موارد نوع ب هم كارهايي هستند كه بايد انجام داد اما عواقب آنها زياد شديد نيست. اين موارد بچه‌قورباغه‌هاي زندگي شما هستند. اين بدان معني است كه اگر اين كارها را انجام ندهيد ناراحتي يا مشكلي ايجاد مي‌شود اما تأثير آن به هيچ وجه به شدت تأثير موارد الف نيست. جواب دادن به يك نامه كم اهميت يا چك كردن ئي‌ميل‌ها مي‌تواند جزء موارد ب باشد. قاعده اين است كه هرگز نبايد به موارد ب بپردازيد وقتي كه هنوز يكي از موارد الف باقي مانده است. يك بچه‌قورباغه نبايد حواس شما را پرت كند وقتي كه يك قورباغه بزرگ منتظر است كه قورتش بدهيد. موارد پ آنهايي هستند كه انجام دادنشان خوب است اما انجام ندادنشان عواقبي در پي ندارد. تلفن زدن به يك دوست، نوشيدن چاي يا نهار خوردن با يك همكار يا انجام دادن يك كار شخصي در ساعات كاري مي‌تواند جزء موارد پ باشد. اين قبيل موارد هيچ تأثيري روي زندگي شغلي شما ندارد. موارد ت كارهايي هستند كه مي‌توانيد به شخص ديگري محول كنيد.قاعده اين است كه بايد هر كاري را كه كس ديگري مي‌تواند انجام دهد به وي واگذار كنيد تا وقت بيشتري براي انجام موارد الف كه فقط خودتان مي‌توانيد انجام دهيد پيدا كنيد. موارد ث آنهايي هستند كه مي‌توانيد آنها را بكلي حذف كنيد بدون آنكه واقعاً تغييري ايجاد شود. اين موارد مي‌توانند كارهايي باشند كه زماني اهميت داشته‌اند اما ديگر به شما مربوط نمي‌شوند يا براي شما مناسب نيستند. اين كارها را اغلب از روي عادت يا چون از آنها خوشتان مي‌آيد انجام مي‌دهيد. پس از آنكه روش الف ب پ ت ث را روي ليست خود پياده كرديد كاملاً حاضر و آماده خواهيد بود تا كارهاي مهم‌تر را سريع‌تر انجام دهيد. مهم‌ترين چيز براي اينكه روش الف ب پ ت ث كار كند اين است كه خود را موظف كنيد تا بلافصله براي انجام مورد الف-1 دست به‌كار شويد و تا زماني كه به اتمام برسد به كار ادامه دهيد. از نيروي اراده خود بهره بگيريد تا مهم‌ترين كاري را كه مي‌توانيد انجام دهيد. از نيروي اراده خود بهره بگيريد تا مهم‌ترين كاري را كه مي‌توانيد انجام دهيد شروع كنيد و به آن ادامه دهيد. قورباغه را كاملاً قورت بدهيد و تا زماني كه كار تكميل نشده است از آن دست نكشيد. توانايي حلاجي كردن و تجزيه و تحليل ليست كارها و مشخص كردن كار الف-1 سكوي پرشي است كه شما را به بالا‌ترين سطوح موفقيت، اعتماد به نفس، عزت نفس و سربلندي پرتاب مي‌كند. وقتي اين عادت را در خود بپرورانيد كه روي كار الف-1، يعني مهم‌ترين كار خود، متمركز شويد ( و قورباغه خود را قورت بدهيد ) آنوقت خواهيد ديد كه مي‌توانيد بيشتر از هر دو يا سه نفر از اطرافيان خود كارايي داشته باشيد. قورباغه را قورت بده! همين الآن ليسـت كارهاي خود را مرور كنيد و در كنار هر يك از موارد آن الف، ب، پ، ت يا ث بگذاريد، كار « الف-1 » خود را انتخاب كنيد و بلافاصله روي آن شروع به كار كنيد، خود را موظف كنيد كه تا اين كار را به اتمام نرسانده‌ايد دست به كار ديگري نزنيد. در طول يك ماه آينده، قبل از شروع به كار، اين روش الف ب پ ت ث را هر روز و در مورد هر ليستي كه از كارها يا پروژه‌هاي خود تهيه مي‌كنيد به‌ كار بگيريد. پس از يك ماه عادتِ شروع و ادامه كارهايي را كه بالاترين اولويت را براي شما دارند پيدا كرده‌ايد و آينده شما تضمين شده است. 6 روي اهداف اصلي تمركز كنيد وقتي همه نيروهاي جسمي و ذهني متمركز شوند توانايي فرد براي حل مشكلات به طور حيرت‌انگيزي چند برابر مي‌شود. نرمن وينسنت پيل -------------------------------------------------------------------------------- « چرا به من حقوق مي‌دهند؟ » اين يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي است كه بايد در تمام مدتي كه به كاري مشغول هستيد مرتباً از خودتان بپرسيد. واقعيت اين است كه بيشتر مردم كاملاً مطمئن نيستند كه چرا به آنها حقوق مي‌دهند، اما اگر براي شما كاملاً روشن نباشد كه چرا به شما حقوق مي‌دهند و براي دستيابي به چه نتايجي شما را استخدام كرده‌اند به سختي خواهيد توانست كار خود را به بهترين نحو انجام دهيد، حقوق خود را بالا ببريد و سريع‌تر ارتقاء پيدا كنيد. ساده‌ترين پاسخ به اين پرسش اين است كه شما را براي رسيدن به اهداف به‌خصوصي استخدام كرده‌اند. دستمزد يا حقوق عبارت است از مبلغي كه براي كميت و كيفيتي معين از كاري پرداخت مي‌شود كه در تركيب با كارهاي ديگران محصول يا خدمتي را به وجود مي‌آورد كه مشتري‌ها حاضرند به خاطر آن پول بدهند. در هر كاري اهداف اصلي مورد نظر را به‌ندرت مي‌توان در بيش از پنج تا هفت زمينه دسته‌بندي كرد. اين اهداف همان‌هايي هستند كه شما بايد براي انجام مسئوليت‌هاي خود و داشتن حداكثر مشاركت با سازمان خود به آنها دست پيدا كنيد. اهداف اصلي مورد نظر شبيه به كاركردهاي حياتي بدن هستند مانند كاركردهايي كه به وسيله ميزان فشار خون، سرعت ضربان قلب، آهنگ تنفس و ميزان فعاليت امواج مغزي نشان داده مي‌شود. فقدان هر يك از اين فعاليت‌هاي حياتي منجر به مرگ ارگانيسم خواهد شد. به همين طريق، عدم موفقيت ما در دستيابي به هريك از اهداف اصلي مورد نظر نيز منجر به اين خواهد شد كه شغل‌تان را از دست بدهيد. به عنوان مثال، اهداف اصلي در مديريت عبارتند از: برنامه‌ريزي، سازماندهي، گرفتن پرسنل، تفويض اختيار، نظارت، ارزيابي و گزارش‌گيري. اينها زمينه‌هايي هستند كه يك مدير بايد در آنها به نتايجي دست يابد تا بتواند در كار خود به موفقيت برسد. بايد براي كاري كه انجام مي‌دهيد دانش و مهارت‌هاي اساسي را داشته ‌باشيد. اين ضروريات مرتباً در حال تغيير هستند. در وهله نخست بايد توانايي‌ها و مهارت‌هاي اساسي كه اين امكان را فراهم مي‌كند تا كارتان را انجام بدهيد به‌دست آوريد. اما اهداف اصلي مورد نظر همواره در كار شما نقش بنيادي را ايفا مي‌كند و تعيين كننده‌ي موفقيت يا شكست شما در كارتان هستند. اگر مي‌خواهيد در كارتان موفق باشيد بايد در حوزه‌ي اهداف اصلي كار توانا باشيد، حوزه‌اي كه مسئوليت كامل آن با شماست. اگر شما در اين حوزه فعال نباشيد، هيچ كس ديگري در آن فعاليت نخواهد كرد. حوزه اهداف اصلي حوزه فعاليت‌هايي است كه شما آن را تحت كنترل داريد، حوزه‌اي كه از يك طرف برون داد كار شماست و از طرف ديگر درون داد كار ديگران است و موجب همكاري بين شما و ديگران مي‌شود. نقطه شروع داشتن عملكرد بالا براي شما اين است كه ابتدا اهداف اصلي كارتان را مشخص كنيد. با رئيس‌تان در اين مورد صحبت كنيد و فهرستي از برون‌داد‌هاي حوزه كاري‌تان تهيه كنيد و مطمئن شويد كه افرادي كه از نظر شغلي مافوق شما، هم‌تراز شما، و نيز پايين‌تر از شما هستند بااين فهرست موافقند. به عنوان مثال، براي يك فروشنده پيدا كردن مشتري جديد از اهداف اصلي محسوب مي‌شود. موفقيت در اين كار بخش اساسي تمامي فرآيند فروش است. تمام كردن يك فروش هم از هدف‌هاي اصلي اين شغل محسوب مي‌شود. به انجام رسيدن يك فروش موجب مي‌شود تا زحمات بسياري افراد ديگر كه در توليد و ارائه‌ي محصول يا خدماتِ عرضه شده سهيم بوده‌اند به نتيجه برسد. براي صاحب يك شركت يا مديرعامل آن موفق شدن در گرفتن وام بانكي از اهداف اصلي محسوب مي‌شود. استخدام كردن افراد شايسته و محول كردن درست كارها به آنان نيز از اهداف اصلي اين كار است. براي يك منشي يا مسئول پذيرش، تايپ كردن يك نامه و يا پاسخ دادن به تلفن‌ها و وصل كردن سريع و درست آنها به شخص موردنظر از اهداف اصلي اين شغل به شمار مي‌آيد. توانايي افراد در انجام سريع و بسيار خوب اين وظايف اصلي تعيين كننده‌ي ميزان حقوق و امكان پيشرفت آنها در كارشان است. پس از آنكه اهداف اصلي كارتان را مشخص كرديد، قدم بعدي نمره دادن، از يك تا ده، به نحوه‌ي فعاليت‌هاي خود در رسيدن به هر كدام از اين اهداف است. در كدام زمينه قوي‌تر و در كدام زمينه ضعيف‌تر هستيد؟ در مورد كدام يك از اهداف نتايج عالي بدست آورده‌ايد و در مورد كدام يك عملكرد ضعيفي داشته‌ايد؟ در اين مورد قانوني وجود دارد: هدفي كه در آن ضعيف‌ترين عملكرد را داشته‌ايد همان جايي است كه شما بايد ساير توانائي‌ها و مهارت‌هاي خود را به‌كار گيريد. منظور اين است كه حتي اگر براي مثال در رسيدن به شش هدف از هفت هدف اصلي كارتان بتوانيد عملكرد عالي داشته باشيد، عدم توانايي و يا نداشتن مهارت كافي جهت دست‌يابي به هفتمين هدف، شما را از موفقيت باز مي‌دارد و ميزان موفقيت شما را در استفاده از توانايي‌ها و مهارت‌ها در ساير زمينه‌ها و اهداف اصلي‌تان محدود مي‌كند. ضعف شما در يك زمينه مي‌تواند مانع كارايي و اثربخشي شما و عامل اصلي برخوردها، اختلاف‌نظرها و در نهايت شكست شما در كار بشود. براي مثال يكي از اهداف اصلي يك مدير تفويض اختيار است. توانايي انجام اين كار براي يك مدير بسيار مهم است زيرا اين كار او را قادر مي‌كند تا مديريت كند و بتواند از طريق به‌كار گرفتن توانايي‌هاي ديگران به اهداف سازمان برسد. مديري كه نتواند به‌خوبي كارها را به ديگران بسپارد، قادر نخواهد بود از ساير مهارت‌ها و توانايي‌هاي خود حداكثر استفاده را بكند. عدم توانايي در محول كردن درست كارها به افرادِ ذي‌صلاح به تنهايي مي‌تواند باعث شكست يك مدير در كارش باشد. يكي از علت‌هاي اصلي تنبلي و تأخير در انجام كار اين است كه مردم از انجام كارها و فعاليت‌هايي كه در گذشته در آن حوزه‌ها عملكرد ضعيف داشته‌اند خودداري مي‌كنند. اكثر مردم به جاي تعيين هدف و برنامه‌ريزي براي بهبود و پيشرفت در زمينه‌اي كه در آن ضعف دارند آن زمينه را به‌طور كلي كنار مي‌گذارند. اين كار فقط وضع را بدتر مي‌كند. به‌عكس، هر چه توانايي شما در زمينه‌اي كه در آن ضعف داريد بيشتر شود، انگيزه‌ي شما براي انجام آن كار بيشتر مي‌شود، كمتر تنبلي به سراغ شما مي‌آيد و بيشتر مصمم مي‌شويد تا آن كار را تمام كنيد و يا در آن زمينه به مهارت بالاتري دست پيدا كنيد. حقيقت اين است كه هر كسي نقاط قوت و ضعف دارد. از توجيه كردن و دفاع از نقاط ضعف‌تان دست برداريد. به جاي اين كار آنها را دقيقاً مشخص كنيد. هدف خود را تعيين كنيد و براي آنكه در هر يك از زمينه‌هايي كه در آن ضعيف هستيد بهترين باشيد برنامه‌ريزي كنيد. فكر كنيد! شايد براي آنكه در كارتان بهترين باشيد فقط به يك مهارت ديگر نياز داشته باشيد. يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي كه هميشه بايد از خودتان بپرسيد و به آن جواب بدهيد اين است: ‹‹ چه مهارتي است كه اگر من در آن عالي باشم بيشترين تأثير مثبت را روي كار يا شغل من مي‌گذارد؟ ›› از اين به بعد براي پيشرفت در كارتان از اين پرسش استفاده كنيد و پاسخ‌اش را از خودتان بخواهيد. احتمالاً جوابش را از قبل مي‌دانيد. از رئيس‌تان، همكاران‌تان، دوستان‌تان و اعضاي خانواده‌تان نيز اين سؤال را بپرسيد. پاسخ پرسش را پيدا كنيد و سپس براي پيدا كردن مهارت و عملكرد عالي در آن زمينه دست به كار شويد. چيزي كه مايه‌ي خوشحالي است اين است كه تمامي مهارت‌هاي كاري قابل يادگيري است. وقتي فرد ديگري در يكي از مهارت‌هاي اصلي عملكردِ عالي دارد معني‌اش اين است كه شما هم اگر بخواهيد مي‌توانيد در آن زمينه عالي باشيد. يكي از سريع‌ترين و بهترين راه‌ها براي از بين بردن تنبلي و انجام سريع‌تر كار اين است كه در حوزه‌هاي اصلي كارتان عملكرد عالي داشته باشيد. اين مهم‌ترين كاري است كه مي‌توانيد در زندگي حرفه‌اي خود انجام دهيد. قورباغه را قورت بده! اهداف اصلي كارتان را مشخص كنيد. هدف‌هايي كه رسيدن به آنها نشان‌دهنده‌ي آن است كه كارتان را به بهترين نحو انجام مي‌دهيد مشخص كرده و آنها را روي كاغذ بياوريد. سپس به هر كدام از آنها با توجه به نحوه‌ي عملكرد خود در آن زمينه از يك تا ده نمره بدهيد، و آنگاه توانايي يا مهارتي را كه اگر به خوبي از پس آن برآييد بيشترين تأثير را روي كارتان دارد تعيين كنيد. فهرست اهداف اصلي را به رئيس خود نشان بدهيد و نظر او را بخواهيد. از اظهارنظرهاي صادقانه استقبال كنيد. شما فقط در صورتي در كارتان عملكرد بهتري خواهيد داشت كه بتوانيد از نظرات سازنده‌ي ديگران استفاده كنيد. در مورد فهرستي كه تهيه كرده‌ايد با كاركنان، همكاران و همسر خود مشورت كنيد. عادت كنيد كه از اين به بعد مرتباً اهداف اصلي كارتان را تجزيه و تحليل كنيد. هرگز از بهبود كار دست برنداريد. همين تصميم به‌تنهايي مي‌تواند زندگي‌تان را متحول كند. 7 به قانون تشخيص ضرورت عمل كنيد تمركز در معناي اصلي و درست كلمه توانايي دقت و توجه ذهن روي يك موضوع واحد است. كُمار -------------------------------------------------------------------------------- قانون تشخيص ضرورت مي‌گويد: « هيچ‌وقت براي انجام همه‌ي كارها وقت كافي وجود ندارد ولي هميشه براي انجام مهم‌ترين كارها وقت كافي هست. » به بيان ديگر، شما هرگز نمي‌توانيد تمام قورباغه‌ها و بچه‌قورباغه‌هاي داخل بركه را بخوريد، اما هميشه مي‌توانيد بزرگ‌ترين و زشت‌ترين آنها را بخوريد و همين كار حداقل در حال حاضر كفايت مي‌كند. هنگامي كه وقت رو به اتمام است و انجام ندادن يك كار يا پروژه‌ي مهم عواقب بسيار بدي خواهد داشت، معمولاً هميشه وقت كافي براي انجام دادن آن كار را پيدا مي‌كنيد، آن هم اغلب درست در دقايق آخر ( به ياد داشته باشيد كه در فوتبال بايد تا دقيقه‌ي 90 بجنگيد تا پيروز شويد ). مثلاً زودتر سر كار مي‌رويد، دير از سر كار بر‌مي‌گرديد و خودتان را مجبور مي‌كنيد كه به جاي روبرو شدن با عواقب بدي كه در اثر انجام ندادن كار در مدت زمان معين گريبان‌گير شما خواهد شد كار را به اتمام برسانيد. قانون: هرگز براي انجام تمام كارهاي لازم وقت كافي وجود ندارد اين يك واقعيت است كه امروزه هر فرد به طور متوسط از 110 تا 130 درصد وقت توانايي خود كار براي انجام دادن دارد و حجم كارها و وظايف مرتباً در حال افزايش است. همه‌ي ما مطالب زيادي داريم كه بايد بخوانيم يكي از تحقيقات اخير نشان مي‌دهد كه مديران براي مطالب و پروژه‌هايي كه مطالعه‌ي آنها در خانه يا محل كار به تعويق افتاده است به‌طور متوسط به 300 تا 400 ساعت وقت نياز دارند. اين بدان معناست كه شما هرگز نمي‌توانيد عقب‌افتادگي‌ها را جبران كنيد و بايد اين فكر را از ذهن خود بيرون كنيد. تنها چيزي كه مي‌توانيد به آن اميدوار باشيد اين است كه به كارهاي اصلي برسيد و ساير كارها بايد فعلاً در ليست انتظار بمانند. خيلي از مردم مي‌گويند كه وقتي مجبور هستند كاري را تا مدت زمان معيني به اتمام برسانند هميشه كارايي بيشتري پيدا مي‌كنند. متأسفانه سال‌ها تحقيق نشان مي‌دهد كه اين هم به ندرت كارساز است. افرادي كه به دليل تنبلي و تأخير در انجام كار براي اتمام كارهايشان مهلت تعيين مي‌كنند اغلب دچار استرس بيشتر مي‌شوند، بيشتر مرتكب اشتباه مي‌شوند و مجبور به دوباره‌كاري بيشتري مي‌شوند. در اغلب موارد هنگامي كه افراد سعي مي‌كنند كاري را در مهلت سفت و سختي كه خودشان مشخص كرده‌اند به اتمام برسانند باعث خوب انجام ندادن كار و بالا رفتن هزينه‌ها مي‌شود كه در مدت طولاني اين مسئله منجر به زيان‌هاي شديد مالي خواهد شد. گاهي اوقات هنگامي كه افراد سعي مي‌كنند كاري را در دقايق آخر به اتمام برسانند به دليل عجله در كار مجبور به دوباره كاري مي‌شوند و در نتيجه كار در مدت زماني بسيار طولاني‌تر به اتمام مي‌رسد. براي آنكه بتوانيد روي مهم‌ترين كارهايتان تمركز كنيد و آنها را طبق برنامه به اتمام برسانيد سه سؤال وجود دارد كه مي‌توانيد مرتباً از خود بپرسيد. سؤال اول اين است: « مهم‌ترين و باارزش‌ترين كارهاي من كدامند؟ » به بيان ديگر، بزرگ‌ترين قورباغه‌هايي كه بايد بخوريد تا مهم‌ترين نقش را در پيشبرد اهداف سازما‌نتان داشته باشيد كدامند؟ اين يكي از مهم‌ترين پرسش‌هايي است كه بايد از خود بپرسيد و به آن پاسخ بدهيد. مهم‌ترين و باارزش‌ترين كارهايي كه بايد بكنيد كدامند؟ اين سؤال را ابتدا از خودتان بپرسيد. سپس از رئيس‌تان، همكاران‌تان و زيردستان‌تان نيز همين سؤال را بپرسيد. قبل از شروع به كار بايد توجهتان را روي فعاليت‌هاي كاري‌تان متمركز كنيد و از پشت ذره‌بين ذهن‌تان مهم‌ترين فعاليت‌هاي كاري خود را به‌طور شفاف و روشن ببينيد. دومين سؤالي كه بايد مرتب از خود بپرسيد اين است: « چه كاري است كه اگر من و فقط من خوب انجام بدهم تفاوت چشم‌گيري در زندگي و شغلم خواهد داشت؟ » اين پرسش متعلق به پيتر دِراكِر استاد بزرگ مديريت است. اين يكي از بهترين سؤال‌ها براي دست‌يابي به كارايي فردي است. چه كاري است كه شما و فقط شما مي‌توانيد آن را انجام دهيد و اگر خوب انجام دهيد تفاوت چشم‌گير يا تحول اساسي در زندكي يا كارتان ايجاد مي‌شود. اين كاري است كه فقط شما مي‌توانيد انجام دهيد. اگر شما انجام ندهيد هيچ‌كس ديگري آن را انجام نخواهد داد، اما اگر شما آن را انجام بدهيد، و خوب انجام بدهيد در زندگي و كارتان تحول اساسي ايجاد مي‌كند. اين چه كاري است؟ چه قورباغه‌اي است كه شما بايد آنرا بخوريد!؟ هر ساعت از روز مي‌توانيد اين سؤال را از خودتان بپرسيد و مطمئن باشيد كه براي آن پاسخ روشن و صريحي وجود دارد. وظيفه‌ي شما اين است كه اين پاسخ روشن و صريح را پيدا كنيد و سپس قبل از اقدام به هر كار ديگري اين كار را شروع كنيد. سومين سؤالي كه مي‌توانيد از خودتان بپرسيد اين است: « بهترين استفاده‌اي كه مي‌توانم در حال حاضر از وقتم بكنم چيست؟ » به بيان ديگر، « بزرگ‌ترين قورباغه‌ي من در حال حاضر كدام است؟ » اين پرسش، كليد اصلي مديريت زمان، غلبه بر تنبلي و تبديل شدن به فردي بسيار فعال و سازنده است. در هر ساعتي از روز كه اين سؤال را از خود بپرسيد و هميشه مشغول به كاري شويد كه در پاسخ به اين سؤال معلوم مي‌شود، حال اين كار هر چه مي‌خواهد باشد. كاهاي مهم را اول انجام دهيد و كارهايي را كه در اولويت نيستند اصلاً انجام ندهيد. همانطور كه گوته مي‌گويد: « كارهايي كه از همه مهم‌تر هستند نبايد قرباني كارهاي غيرضروري شوند. » هرچه پاسخ‌هاي شما به اين پرسش‌ها دقيق‌تر و روشن‌تر باشد، آسان‌تر خواهيد توانست كارهايتان را اولويت‌بندي كنيد، بر تنبلي پيروز شويد و كاري را كه انجام آن بهترين استفاده از وقت است آغاز كنيد. قورباغه را قورت بده! قوي‌ترين ابزار ذهني شما براي رسيدن به موفقيت توانايي شما در اولويت‌بنديِ درستِ كارهايتان است. هر روز چند دقيقه‌اي در جايي كه كسي مزاحم‌تان نشود راحت بنشينيد و بدون استرس و نگراني فقط به كارهايي كه بايد انجام بدهيد فكر كنيد. تقريباً هر بار در سكوت و تنهايي به ايده‌هاي جالبي مي‌رسيد كه وقتي اين ايده‌ها را به كار بگيريد به ميزان زيادي در كار خود صرفه‌جويي خواهيد كرد. با اين كار، اغلب پيشرفت‌ها و موفقيت‌هايي را تجربه خواهيد كرد كه مسير زندگي و شغل شما را به كلي دگرگون مي‌كند. 8 پيش از شروع مقدمات كار را كاملاً فراهم كنيد ميزان كارايي شما هر چه باشد، توانايي‌هاي بالقوه شما بيشتر از آن است كه تا كنون به فعل درآمده است. خيمز تي. مك كِي -------------------------------------------------------------------------------- يكي از بهترين راه‌هاي غلبه بر تنبلي و انجام سريع‌تر كارها آن است كه قبل از شروع، تمام چيزهايي را كه براي انجام كارتان نياز داريد آماده كنيد و دم دست بگذاريد. وقتي مقدمات و ابزار كارتان آماده باشد مانند يك تيرانداز تفنگ آماده و پر در دست داريد و يا مانند يك كمانگير تير را در كمان گذاشته، به عقب كشيده و آماده تيراندازي هستيد. حالا فقط كافي است تصميم بگيريد و از مهم‌ترين كار شروع كنيد. اين كار درست مانند آماده كردن مواد مورد نياز براي درست كردن يك غذا، مثلاً يك قورباغه‌ي بزرگ، است. شما تمام مواد غذايي مورد نياز را روي كابينت جلوي خودتان مي‌گذاريد و سپس مرحله به مرحله شروع به آماده كردن غذا مي‌كنيد. براي شروع، ميز كارتان را تميز كنيد و فقط يك كار جلوي رويتان باشد و اگر لازم دانستيد بقيه‌ي چيزها را روي زمين در پشت سرتان بگذاريد. تمام اطلاعات، گزارش‌ها، جزئيات كار، مقالات، وسايل كار و هر چيزي را كه براي انجام و اتمام كار نياز داريد جمع‌آوري كنيد. همه را دم دست بگذاريد به نحوي كه براي دسترسي به چيزهاي مورد نيازتان احتياجي به بلند شدن و اين طرف و آن طرف رفتن نداشته باشيد. مطمئن شويد كه تمام ابزار مورد نياز براي نوشتن، ديسك‌هاي اطلاعاتي، كدهاي دسترسي به منابع، آدرس‌هاي پست الكترونيكي مورد نياز و هر چيز ديگري كه براي شروع، ادامه و اتمام كار نياز داريد در دسترس است. محل كار خود را براي كار آماده كنيد به‌طوري كه براي كار طولاني مدت جاي راحت و جذابي باشد. مخصوصاً مطمئن شويد كه صندلي‌تان راحت است و پشتي خوبي دارد و وقتي روي آن مي‌نشينيد كف پاهايتان كاملاً روي زمين قرار مي‌گيرد. افراد فعال و پركار براي ايجاد محيط كاري كه كار كردن در آن لذت‌بخش باشد، وقت صرف مي‌كنند. هر چه محيط كار شما تميزتر و مرتب‌تر باشد، شروع و ادامه كار برايتان راحت‌تر است. يكي از تكنيك‌هاي غلبه بر تنبلي ( قورت دادن قورباغه ) اين است كه قبل از شروع به كار همه چيز را كاملاً آماده كنيد. وقتي همه چيز با نظم و ترتيب در برابر شما قرار گرفته باشد با ميل و رغبت بيشتري دست‌به‌كار مي‌شويد. واقعاً حيرت‌انگيز است. چه كتاب‌ها كه هرگز نوشته نمي‌شوند، چه درجات علمي كه هرگز اخذ نمي‌شوند و چه بسيار كارهايي كه مي‌توانستند زندگي آدم‌ها را دگرگون كنند اما هرگز به انجام نمي‌رسند، فقط به اين دليل كه مردم اولين قدم را كه تهيه‌ي مقدمات است برنمي‌دارند. لوس‌آنجلس افراد زيادي را از سراسر دنيا به خود جذب مي‌كند كه در آرزوي نوشتن يك فيلم‌نامه‌ي موفق و فروختن آن به يكي از استوديوهاي آن منطقه هستند. اين افراد به لوس‌آنجلس مي‌آيند و سال‌ها كارهاي سطح پايين مي‌كنند به اين اميد كه يك فيلم‌نامه‌ي معروف بنويسند و بفروشند. اخيراً نشريه‌ي لوس‌آنجلس تايمز گزارش‌گري را به بلوار ويلشاير فرستاده بود تا با رهگذرها مصاحبه كند. اين گزارش‌گر از هر كس كه به او نزديك مي‌شد اين سؤال را مي‌پرسيد: « فيلم‌نامه‌تان چطور پيش مي‌رود؟ » و از هر چهر نفر، سه نفر جواب مي‌دادند: « تقريباً تمام شده! » متأســفانه واقعيت اين اسـت كـه، « تقريبـاً تمـام شـده » به احتمـال زياد به اين معني بوده اسـت كه « هنوز شروع نشده ». نگذاريد اين اتفاق براي شما بيافتد. وقتي مي‌نشينيد و همه چيز حاضر و آماده در برابر شما قرار دارد، وضعيت فيزيكي افراد كارآمد را به خود بگيريد. پشت‌تان را صاف كنيد، كمي از پشتي صندلي فاصله بگيريد و به جلو ( سمت كار ) مايل شويد. طوري رفتار كنيد كه انگار واقعاً شخصيتي كارآمد، مؤثر و موفق هستيد. آن وقت اولين مورد كاري كار را به دست بگيريد و به خودتان بگوييد: « خب، كار را شروع مي‌كنيم. » و با كار درگير شويد و پس از آنكه كار را شروع كرديد همچنان ادامه دهيد تا آن را به پايان برسانيد. قورباغه را قورت بده! نگاه دقيقي به ميز كار خود بياندازيد، هم در خانه و هم در محل كار، آن وقت از خودتان بپرسيد : « چه جور آدمي در يك چنين جايي كار مي‌كند؟ » هر چقدر محيط كارتان تميزتر و مرتب‌تر باشد بيشتر احساس مثبت ‌بودن، خلاقيت و اعتماد به نفس مي‌كنيد، همين امروز تصميم بگيريد كه ميز كار و دفتر خود را كاملاً تميز و مرتب كنيد تا هر بار كه پشت ميزتان مي‌نشينيد احساس كنيد كه فردي مؤثر، كارآمد و آماده‌ي پيشروي و موفقيت هستيد. 9 هميشه يک شاگرد باقي بمانيد تنها ابزار موفقيت که قطعاً به آن نياز داريد، صرف‌نظر از اينکه کارتان چيست، اين است که بيشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار مي‌رود کارايي داشته باشيد و خدمات عرضه کنيد. آگ ماندينو -------------------------------------------------------------------------------- « درستان را بخوانيد » اين يکي از اصول کارايي فردي است. بايد بفهميد براي اينکه کارتان را عالي انجام بدهيد چه مطالبي را بايد بياموزيد هرچه مهارت‌تان در خوردن نوع بخصوصي از قورباغه بيشتر شود، احتمال اين‌که بتوانيد سريع دست به کار شويد و آن را بخوريد بيشتر مي‌شود. يکي از دلايل تنبلي و به تعويق انداختن يکي از کارهاي اصلي، احساس عدم صلاحيت، عدم اعتماد به نفس و يا عدم توانايي در انجام آن کار است. احساس ضعف يا کمبود در رسيدن به يکي از هدف‌هاي اصلي زندگي‌تان کافي است تا شما را از شروع کار باز دارد. مهارت‌ها و توانايي‌هاي خود را در حوزه‌هاي اصلي کاري‌تان مرتباً به روز کنيد. به خاطر داشته باشيد که هر چقدر هم کاري را خيلي خوب انجام دهيد، دانش و مهارت شما دارد با سرعت زيادي کهنه و قديمي مي‌شود. همان‌طور که پت رايلي مربي بسکتبال مي‌گويد « اگر در کارتان درحال پيشرفت نيستيد و به‌تر نمي‌شويد، پس داريد بدتر مي‌شويد. » يکي از مفيدترين تکنيک‌هاي مديريت زمان اين است که بايد کارهاي اصلي را به‌تر انجام دهيد و يکي از به‌ترين خدمتکاراني که به شما در صرفه‌جويي وقت کمک مي‌کند پيشرفت در مهارت‌هاي شغلي و فردي‌تان است. هر چه در انجام يک کار اصلي توانايي و مهارت بيشتري داشته باشيد، انگيزه‌ي بيشتري به انجام آن کار خواهيد داشت. هر چه بتوانيد کاري را به‌تر انجام دهيد، انرژي و شوق بيشتري به انجام آن کار خواهيد داشت. هنگامي که مي‌دانيد مي‌توانيد کاري را خوب انجام دهيد مي‌بينيد که غلبه بر تنبلي برايتان آسان‌تر و تحت هر شرايطي کار را سريع‌تر و به‌تر انجام مي‌دهيد. مقداري اطلاعات بيشتر و يا کمي مهارت بيشتر ممکن است تفاوت چشمگيري در ميزان توانايي شما براي انجام بهتر کار ايجاد کند. مهم‌ترين کارهايي را که انجام مي‌دهيد مشخص کنيد و براي به روز کردن مدام اطلاعات و مهارت‌هاي خود در اين زمينه‌ها برنامه‌ريزي کنيد. قانون : يادگيريِ مدام شرط لازم موفقيت در هر زمينه‌اي است. اجازه ندهيد که ضعف يا عدم توانايي در هر کدام از کارها و وظايف اصلي‌تان شما را از پيشرفت باز دارد. در کار و تجارت همه چيز را مي‌شود يادگرفت. هر چيزي را که ديگران ياد گرفته‌اند شما هم مي‌توانيد ياد بگيريد. وقتي نوشتن اولين کتابم را شروع کردم فقط مي‌توانستم با نگاه کردن به دکمه‌هاي کي‌بورد حروف را تايپ کنم. خيلي زود متوجه شدم که اگر بخواهم يک کتاب 300 صفحه‌اي را بنويسم و دوباره خواني و ويرايش کنم بايد تايپ کردن استاندارد را ياد بگيرم. بنابراين نرم‌افزار آن را تهيه کردم و سه ماه هر روز به مدت 20 تا 30 دقيقه با کامپيوتر اين روش را تمرين مي‌کردم. بعد از اين مدت مي‌توانستم بين 40 تا 50 کلمه در دقيقه تايپ کنم. با کسب اين مهارت تاکنون توانسته‌ام کتاب‌هاي بسياري را که تا کنون در تمام دنيا به چاپ رسيده‌اند، بنويسم. اين خيلي خوب است که شما مي‌توانيد براي آنکه فعال‌تر و موثرتر باشيد هر مهارت و توانايي را که لازم داريد کسب کنيد. اگر ضروري است شما هم مي‌توانيد يک تايپيست مسلط باشيد و بدون نگاه کردن به دکمه‌ها تايپ کنيد، يک متخصص کامپيوتر بشويد، يک خريدار يا يک فروشنده بي‌نظير باشيد. مي‌توانيد ياد بگيريد که جلوي جمع صحبت کنيد. مي‌توانيد ياد بگيريد که چطور نوشته‌هاي‌تان تأثيرگذار باشد. همه‌ي اين مهارت‌ها را مي‌توانيد پس از آنکه تصميم گرفتيد که با توجه به هدف‌هاي اصلي‌تان يادگيري آنها ضروري است، ياد بگيريد. هر روز حداقل يک ساعت در زمينه‌ي حرفه‌اي خودتان مطالعه داشته باشيد. صبح‌ها کمي زودتر از خواب بيدار شويد و به مدت 30 تا 60 دقيقه به مطالعه کتاب يا مجله‌اي بپردازيد که اطلاعات موجود در آن به شما کمک مي‌کند تا در حرفه‌ي خود کارايي بيشتري داشته باشيد. در هر سمينار يا هر دوره‌ي آموزشي که به شما کمک مي‌کند تا در مهارت‌هاي اصلي و کليدي کارتان پيشرفت کنيد و به روز باشيد شرکت کنيد. در کنگره‌ها و جلساتي که به تخصص شما مربوط مي‌شود شرکت کنيد. به کارگاه‌ها و نشست‌ها برويد. جلو بنشينيد و يادداشت برداريد. نوارهاي ضبط شده‌ي جلساتي را که در آن شرکت کرده‌ايد بخريد. براي آنکه يکي از مطلع‌ترين و ماهرترين افراد حرفه‌ي کاري خود باشيد وقت صرف کنيد. و درنهايت اينکه در حين رانندگي به نوارهاي آموزشي مرتبط با کارتان گوش بدهيد. هر فرد صاحب اتومبيل سالانه به طور متوسط 500 تا 1000 ساعت مشغول رانندگي است. ساعات رانندگي را به ساعات يادگيري تبديل کنيد. شما مي‌توانيد فقط با گوش دادن به برنامه‌هاي آموزشي مرتبط با کارتان يکي از زيرک‌ترين، باکفايت‌ترين و صاحب بالاترين دستمزدها در حوزه کاري خودتان بشويد. هر چه در مورد کارتان مطالب بيشتري ياد بگيريد و اطلاعات بيشتري داشته باشيد، احساس اعتماد به نفس بيشتر و انگيزه‌ي بيشتري براي ادامه کار خواهيد داشت و هر چه کارتان را به‌تر انجام دهيد توانايي بيشتري براي پيشرفت در حوزه کاري‌تان پيدا خواهيد کرد. هر چه بيشتر بياموزيد، توانايي شما در يادگيري بيشتر مي‌شود. همان‌طور که با تمرين فيزيکي مي‌توانيد عضلات بدن‌تان را قوي‌تر کنيد با تمرين ذهني نيز مي‌توانيد ذهن قوي‌تري داشته باشيد. جز محدوديت‌هايي که خودتان تصور مي‌کنيد برايتان وجود دارد هيچ محدوديت ديگري در سرعت و مقدار پيشرفت‌تان وجود ندارد. قورباغه را قورت بده! از امروز تصميم بگيريد که پروژه‌ي « در خدمت خودتان » را اجرا کنيد: براي تمام عمر در حوزه کاري‌تان يک شاگرد باقي بمانيد. براي يک حرفه‌اي هيچ وقت مدرسه رفتن و آموختن تمام نمي‌شود. چه مهارت‌ها و توانايي‌هايي است که به شما کمک مي‌کند تا در کارتان در زمان کمتر نتايج بهتري بدست آوريد؟ براي ادامه و پيشرفت کار در آينده به چه توانايي‌هاي کليدي و اصلي نياز داريد؟ اين مهارت‌ها هر چه هستند آنها را مشخص کنيد. براي بهبود آنها برنامه‌ريزي کنيد و سپس فراگيري را شروع کنيد. سعي کنيد در کارتان هميشه بهترين باشيد. 10 استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت کنيد کار خودتان را انجام دهيد، اما نه در حد وظيفه بلکه اندکي بيشتر و از روي سخاوت. همين مقدارِ اندک به اندازه‌ي تمام کار ارزش دارد. دين بريگز -------------------------------------------------------------------------------- شما انسان منحصر به فردي هستيد. در وجود شما استعدادها و توانائي‌هاي وجود دارد که شما را از هر انسان ديگري که تا کنون به دنيا آمده است متمايز مي‌کند. قورباغه‌هايي هست که فقط شما مي‌توانيد بخوريد يا خوردنشان را ياد بگيريد تا به يکي از مهم‌ترين افراد نسل خود تبديل شويد. کارهاي بخصوصي هست که مي‌توانيد انجام دهيد يا انجام دادن آنها را ياد بگيريد تا هم براي خودتان و هم براي ديگران ارزشي فوق‌العاده پيدا کنيد. کار شما اين است که حوزه‌هايي را که مي‌توانيد در آن منحصر به فرد باشيد پيدا کنيد و آنگاه قاطعانه تصميم بگيريد که در آن حوزه‌ها خيلي خيلي خوب بشويد. از ديدگاه گردش نقدينگي، باارزش‌ترين امتيازي که يک نفر مي‌تواند داشته باشد « توانايي کسب درآمد » است. توانايي کسب درآمد اين امکان را فراهم مي‌سازد تا تنها با به کارگيري دانش و مهارت خود در دنياي پيرامون‌تان ساليانه معادل ده‌ها هزار دلار به زندگي خود سرازير کنيد. اين در واقع نتيجه‌ي توانايي شما در قورت‌ دادن قورباغه‌هاي بخصوصي است که مي‌توانيد سريع‌تر و به‌تر از ديگران بخوريد. ممکن است همه دار و ندارتان را از دست بدهيد: خانه، اتومبيل، شغل و موجودي حساب‌هاي بانکي‌تان. اما تا زماني که توانايي کسب درآمد را داشته باشيد مي‌توانيد همه‌ي آنچه را که از دست داده‌ايد به علاوه‌ي بسياري چيزهاي ديگر را دوباره به دست بياوريد. به طور مرتب و منظم توانايي‌هاي منحصر به فرد خود را ارزيابي کنيد. چه کار بخصوصي است که شما مي‌توانيد به‌تر از ديگران انجام دهيد؟ در چه کاري مهارت داريد؟ چه کاري است که انجام آن براي شما آسان، اما براي ديگران سخت است؟ وقتي به گذشته‌ي حرفه‌اي خود نگاه مي‌کنيد چه چيزي بيشترين سهم را در موفقيت شما تا به امروز داشته است؟ مهم‌ترين قورباغه‌هايي که تا به امروز خورده‌ايد کدام بوده‌اند؟ شما طوري طراحي شده‌ايد که از کارهايي که مي‌توانيد در آن به‌ترين باشيد بيشترين لذت را مي‌بريد. از کداميک از کارهايي که انجام مي‌دهيد بيشتر لذت مي‌بريد؟ از خوردن چه قورباغه‌هايي بيشتر لذت مي‌بريد؟ همين واقعيت که از بعضي کارها بيشتر لذت مي‌بريد نشان مي‌دهد که در درون خود آمادگي اين را داريد که در آن زمينه از ديگران برتر باشيد. يکي از مسئوليت‌هاي مهم شما در زندگي اين است که تصميم بگيريد انجام چه کاري را واقعاً دوست داريد و آنگاه تمام عشق و علاقه خود را صرف انجام آن کار به به‌ترين نحو ممکن کنيد. به کارهاي گوناگوني که انجام مي‌دهيد نگاه کنيد. کداميک از آنها بيشترين تشويق و تحسين را از جانب ديگران براي شما به ارمغان مي‌آورد؟ کداميک از کارهايي که انجام مي‌دهيد بيشتر از ساير کارها بر راندمان کاري ديگران تأثير مثبت مي‌گذارد؟ افراد موفق بدون استثنا کساني هستند که با صرف وقت دريافته‌اند که چه کاري را خوب انجام مي‌دهند و از آن لذت مي‌برند. آنها مي‌دانند که چه کاري بيشتر دگرگوني را در حرفه‌ي آنها ايجاد مي‌کند و به همين دليل منحصراً روي همان کار يا زمينه‌ي کاري متمرکز شده‌اند. همواره بايد به‌ترين قابليت‌ها و نيروهاي خود را روي شروع کردن و ادامه دادن به کارهايي صرف کنيد که نقش کليدي دارند و استعدادها و توانايي‌هاي منحصر به فردتان شما را قادر به انجام دادن آنها مي‌کند. از اين طريق مي‌توانيد فرد مؤثري باشيد. شما نمي‌توانيد همه‌ي کارها را انجام دهيد اما مي‌توانيد کارهاي معدودي را که در آنها از ديگران برتريد انجام دهيد، کارهاي معدودي که واقعاً تحول ايجاد مي‌کند. قورباغه را قورت بده! مدام اين پرسش‌هاي کليدي را از خود بپرسيد: « در چه کاري واقعاً بهتر از ديگران هستم؟ از کدام قسمت از کدام قسمت از کارهايي که انجام مي‌دهم بيشتر لذت مي‌برم؟ مهم‌ترين عامل موفقيت من در گذشته چه بوده است؟ اگر اصلاً بتوانم حرفه‌اي داشته باشم آن کدام است؟ » اگر با خريدن بليط بخت آزمايي يا چيزي شبيه به آن مبلغ هنگفتي پول بدست بياوريد و اين آزادي را داشته باشيد که براي بقيه‌ي عمرتان هر کار يا هر قسمت از کاري را که دوست داريد انجام دهيد، چه کاري را انتخاب خواهيد کرد؟ براي اينکه مشغول به کار مورد نظر شويد چه مقدماتي را بايد فراهم کنيد تا بتوانيد آن کار را به بهترين صورت ممکن انجام دهيد؟ پاسخ اين پرسش هر چه که هست از همين امروز دست به کار شويد. 11 محدوديت‌هاي اصلي خود را مشخص کنيد تمام افکار خود را روي کاري که داريد انجام مي‌دهيد متمرکز کنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمرکز نشوند نمي‌سوزانند. الکساندر گراهام بل -------------------------------------------------------------------------------- چه چيزي مانع پيشرفت شما مي‌شود؟ چه چيزي سرعت دستيابي به اهداف شما را تعيين مي‌کند؟ چه چيزي تعيين مي‌کند که با چه سرعتي از جايي که هستيد به جايي که دلتان مي‌خواهد برسيد؟ چه چيزي مانع مي‌شود تا قورباغه‌هاي را بخوريد که خوردن‌شان مي‌تواند واقعاً تحول ايجاد کند؟ چرا تا بحال به هدف خود نرسيده‌ايد؟ اينها از مهم‌ترين پرسش‌هايي هستند که مي‌توانيد در راه رسيدن به عالي‌ترين سطوح تأثير و بهره‌وري فردي از خود بپرسيد و به آنها پاسخ دهيد. هر کاري که بخواهيد بکنيد هميشه عامل محدود کننده‌اي وجود دارد که سرعت شما را در انجام آن کار تعيين مي‌کند. وظيفه‌ي شما بررسي کار مورد نظر و بازشناسي محدوديت يا عامل محدود کننده‌اي است که در آن کار وجود دارد. سپس بايد تمام نيروهاي خود را صرف تضعيف عامل بازدارنده يا محدود کننده‌اي کنيد. تقريباً در هر کاري، چه کوچک و چه بزرگ، عاملي وجود دارد که تعيين‌کننده‌ي سرعت دست‌يابي به هدف يا به اتمام رساندن آن کار است. در کاري که انجام مي‌دهيد، اين عامل تعيين‌کننده کدام است؟ ذهن خود را روي آن متمرکز کنيد. اين مي‌تواند بهترين روش استفاده از وقت و استعدادهاي‌تان باشد. اين عامل تعيين‌کننده شايد فردي باشد که شما در کار خود به کمک يا هم فکري او نياز داريد ( Leader )، يا امکانات مالي که در کار خود به آن احتياج داريد، يا نقاط ضعفي که در قسمتي از سازمان وجود دارد، يا هر چيز ديگري. اين عامل هر چه باشد وظيفه‌ي هميشگي شما يافتن آن است. در هر کار يا تجارتي عامل محدودکننده يا بازدارنده‌اي وجود دارد که تعيين مي‌کند يک سازمان با چه سرعتي و چه کيفيتي به هدف خود خواهد رسيد. در هر صورت، همواره يک عامل بيش از ساير عوامل تعيين‌کننده‌ي سرعت دستيابي سازمان به هدف‌ها و ميزان سوددهي آن است. در کار شما اين عامل کدام است؟ شناسايي دقيق اين عامل محدودکننده در هر مرحله از مراحل انجام کار و تمرکز بر از بين بردن اين عامل معمولاً بيش از هر اقدام ديگري موجب پيشرفت کار در زمان کم‌تر مي‌شود. قانون 20/80 در مورد محدوديت‌هاي شما در زندگي و کار نيز صادق است. به اين معنا که 80 درصد از محدوديت‌ها يا عواملي که شما را از رسيدن به هدف‌هايتان باز مي‌دارد عوامل دروني هستند. اين عوامل بازدارنده در درون شما هستند. در ويژگي‌هاي شخصيتي، توانايي، عادت‌ها، انضباط فردي و توانايي‌هاي بالقوه‌ي شما. تنها 20 درصد از عوامل محدودکننده خارجي هستند و به سازماني که در آن کار مي‌کنيد مربوط مي‌شوند. عامل تعيين‌کننده و محدودکننده‌ي شما ممکن است عاملي کوچک باشد و هميشه هم واضح و روشن نيست. گاهي براي مشخص کردن آن لازم است تمام مراحل انجام کار را ليست کنيد و هر مرحله را به دقت بررسي نموده و آنگاه دقيقاً عامل بازدارنده‌ي پيشرفت خود را مشخص کنيد. به عنوان مثال برخي اوقات اين عامل فقط يک برداشت منفي و يا مخالفت از سوي مشتريان‌تان است که باعث مي‌شود تمام مراحل فروش به کندي صورت گيرد و نتيجه‌ي کار موفقيت‌آميز نباشد. گاهي فقط عدم وجود يکي از شرايط ضروري مانع افزايش فروش محصول يا حضور موفق در ارائه خدمات مي‌شود. صادقانه به سازمان خود نگاه کنيد. به رئيس، همکاران و پرسنل سازمان‌تان دقت کنيد تا ببينيد آيا نقطه‌ي ضعفي در آنها وجود دارد که سازمان را از پيشرفت و دست‌يابي به اهداف اصلي باز دارد. در زندگي فردي نيز بايد صادقانه به خودتان نگاه کنيد تا بتوانيد آن عامل محدودکننده و يا بازدارنده را که تعيين‌کننده‌ي سرعت شما در رسيدن به هدف‌هاي فرديتان است دقيقاً مشخص کنيد. انسان‌هاي موفق هميشه براي تجزيه و تحليل عوامل محدودکننده از اين پرسش آغاز مي‌کنند: « چه ويژگي در من وجود دارد که مرا از پيشرفت باز مي‌دارد؟ ». اين افراد مسئوليت کامل اعمال‌شان را مي‌پذيرند و براي يافتن علت و نيز راه حل مشکلات‌شان را در خودشان مي‌جويند. مدام از خودتان بپرسيد: « چه عاملي است که مي‌تواند سرعت پيشرفت را طوري تنظيم کند که من بتوانم به نتيجه‌اي که مي‌خواهم برسم؟ » تعيين عامل محدودکننده روشن مي‌کند که براي از بين بردن آن بايد از چه روشي استفاده کنيد. شکست در تعيين عامل بازدارنده واقعي و يا تعيين عامل محدودکننده‌ي نادرست شما را گمراه مي‌کند. در اين صورت وقت شما صرف حل کردن مشکل اصلي نشده است. يک شرکت بزرگ که من از مشاوران آن هستم دچار کاهش در ميزان فروش شده بود. مديران شرکت پس از بررسي به اين نتيجه رسيدند که عامل بازدارنده قدرت فروش و مديريت فروش است. آنها مبلغ هنگفتي صرف سازماندهي مجدد مديريت و بازآموزي مسئولين فروش شرکت کردند. بعداً متوجه شدند که علت اصلي کاهش فروش اشتباهي بوده که يکي از حساب‌داران شرکت مرتکب شده و محصولات را در مقايسه با کالاهاي رقابتي موجود با قيمت بسيار بالايي روانه‌ي بازار کرده است. به محض اينکه شرکت قيمت‌گذاري خود را اصلاح کرد فروش دوباره بالا رفت و توليد به وضعيت سوددهي برگشت. وقتي مانع يا عامل بازدارنده را تشخيص داده و آن را با موفقيت از ميان برداشتيد در پس آن مانع يا عامل بازدارنده ديگري را پيدا مي‌کنيد. صرف‌نظر از اين‌که عامل مربوطه بسيار پيش پا افتاده مثل صبح به موقع سرکار حاضر نشدن، يا بسيار اساسي مثل انتخاب يک حرفه‌ي نامناسب باشد، هميشه عوامل محدودکننده يا تنگناهايي وجود دارد که سرعت پيشرفت شما را تعيين مي‌کند. وظيفه‌ي شما پيدا کردن آنها و متمرکز کردن نيروهايتان براي از ميان برداشتن آنها در اسرع وقت است. وقتي که روز را با هدف از ميان برداشتن يک نقطه ضعف اصلي و يا عامل محدودکننده آغاز مي‌کنيد سرشار از انرژي و قدرت‌هاي فردي خواهيد شد. اين انگيزه شما را براي ادامه حرکت و يافتن عامل به پيش مي‌راند. به ياد داشته باشيد که همواره عامل محدودکننده‌اي وجود دارد و اغلب اوقات مهم‌ترين قورباغه‌اي که بايد بخوريد يافتن و از بين بردن عامل محدودکننده يا بازدارنده است. قورباغه را قورت بده! همين امروز مهم‌ترين هدف زندگي‌تان را مشخص کنيد. اين هدف چيست؟ چه هدفي است که اگر در زندگي به آن دست پيدا کنيد، بهترين تأثير را بر زندگي کاري‌تان خواهد گذاشت؟ هنگامي که مطمئن شديد هدف اصلي‌تان را پيدا کرده‌ايد از خودتان بپرسيد: « چه عاملي است که تعيين کننده‌ي سرعت من در رسيدن به اين هدف است؟ » چرا تا کنون به آن نرسيده‌ام؟ چه ويژگي در من است که مرا از پيشرفت و رسيدن به هدفم باز مي‌دارد؟ جواب هر چه که بود، اقدامات خود را براي از بين بردن مانع اصلي فوراً شروع کنيد، با هر کاري که فوراً به فکرتان مي‌رسد کار را شروع کنيد. هر کاري، مهم اين است که شروع کنيد. 12 هر بار يک بشکه به جلو برويد افرادي هم که توانايي متوسطي دارند مي‌توانند کارهاي بزرگ انجام دهند. اگر هر بار تمام نيروي خود را به‌طور خستگي‌ناپذير روي يک چيز متمرکز کنند. ‌ ساموئل اسمايلز -------------------------------------------------------------------------------- يک ضرب‌المثل قديمي انگليسي مي‌گويد: « يک متر، يک متر سخت است، ولي يک سانتي‌متر، يک سانتي‌متر مثل آب خوردن است. » يکي از مهم‌ترين روش‌هاي غلبه بر تنبلي اين است که به جاي آن‌که به تمام کار عظيمي که در برابرتان قرار گرفته است فکر کنيد ذهن خود را فقط روي همان قسمت از کار که در حال انجام آن هستيد متمرکز کنيد. يکي از بهترين راه‌ها براي خوردن يک قورباغه‌ي بزرگ اين است که هر بار يک لقمه از آن را بخوريد. کنفوسيوس مي‌گويد: « طي کردن راهي که هزار فرسنگ است با برداشتن يک قدم آغاز مي‌شود. » اين يکي از بهترين استراتژي‌ها براي غلبه بر تنبلي و انجام کار بيشتر در زمان کم‌تر است. چندين سال پيش من از قلب صحراي آفريقا عبور مي‌کردم. صحراي تانزروفت در اعماق الجزاير فعلي. در آن زمان سال‌ها بود که فرانسوي‌ها صحرا را به حال خود رها کرده بودند و پمپ بنزين‌هاي ميان راه همه متروکه شده بود. صحراي بي آب و علف بيش از 800 کيلومتر پهنا داشت و حتي يک پشه هم در آن پر نمي‌زد. مثل يک پارکينگ ماسه‌اي زرد وسيع و صاف بود که از هر طرف نگاه مي‌کردي تا افق گسترده بود. بيش از 1300 نفر در سال‌هاي قبل هنگام عبور از اين صحراي پهناور ناپديد شده بودند. اغلب شن‌هاي روان مسير را پوشانده و مسافران شب‌ها در صحرا گم شده بودند. براي نشانه‌گذاري مسير، فرانسوي‌ها از بشکه‌هاي سياه رنگ پنجاه و پنج گالني نفت استفاده کرده بودند. اين بشکه‌ها را به فاصله‌هاي پنج کيلومتري، يعني فاصله‌اي که خميدگي زمين افق ديد را در صحراي باير محدود مي‌کند، قرار داده بودند. به اين ترتيب در طول روز در هر کجاي مسير که بوديم مي‌توانستيم دو بشکه را ببينيم، بشکه‌اي که تازه از آن گذشته بوديم و بشکه‌اي که پنج کيلومتر بعد از آن در برابر ما قرار داشت، و همين کافي بود. تنها کاري که بايد مي‌کرديم اين بود که اتومبيل را به طرف بشکه بعدي هدايت مي‌کرديم. در نتيجه مي‌توانستيم از بزرگ‌ترين صحراي جهان عبور کنيم. فقط به اين صورت که « هر بار يک بشکه » جلو برويم. به همين روش مي‌توانيد هر کار بزرگي را در زندگي خود به انجام برسانيد اگر خود را موظف کنيد که هر بار فقط تا جايي که مي‌توانيد بينيد جلو برويد. آنگاه به اندازه‌ي کافي ديد پيدا مي‌کنيد تا بتوانيد باز هم جلوتر برويد. براي انجام يک کار عظيم بايد با اطمينان قدم برداريد و اعتماد کامل داشته باشيد که گام بعدي شما بزودي برايتان روشن خواهد شد. اين نصيحت فوق‌العاده را به خاطر داشته بسپاريد: « در بازي واليبال بايد بپريد بالا تا تور را ببينيد. » براي داشتن يک زندگي و يا شغل ايده‌آل بايد هر بار يک کار را به دست بگيريد، آن را سريع و خوب انجام دهيد و سپس به سراغ کار بعدي برويد. براي رسيدن به استقلال مالي بايد هر ماه مقداري از پول خود را پس‌انداز کنيد و هر سال اين رويه را دنبال کنيد. براي داشتن سلامتي و تناسب اندام هميشه کم‌تر بخوريد و کمي بيشتر ورزش کنيد و اين کار را هر روز و هر ماه ادامه بدهيد. براي غلبه بر تنبلي و انجام دادن کارهاي بزرگ فقط کافي است اولين قدم را به سوي هدف‌تان برداريد، و بعد قدم بعدي را. هر بار يک بشکه به جلو برويد. قورباغه را قورت بده! هر هدف، وظيفه يا پروژه‌اي را که تا بحال در زندگي براي رسيدن و يا انجام آن سستي و تنبلي کرده‌ايد انتخاب کنيد و فوراً اولين قدم را براي شروع کار برداريد. برخي اوقات براي شروع تنها کاري که بايد بکنيد اين است که بنشينيد و ليستي از تمام مراحلي که براي انجام يا رسيدن به هدف بايد طي کنيد، تهيه کنيد. سپس کار را شروع کنيد، هر بار يکي از مراحل را به انجام برسانيد. بعد مرحله‌ي بعدي، و به همين ترتيب تا آخر. در پايان از نتيجه‌ي به دست آمده شگفت‌زده خواهيد شد. 13 خودتان را تحت فشار بگذاريد نخستين شرط لازم براي موفقيت اين است که نيروهاي جسمي و ذهن خود را به‌طور پيوسته و خستگي‌ناپذير روي يک مسئله متمرکز کنيد. توماس اديسون -------------------------------------------------------------------------------- دنيا پر از آدم‌هايي است که منتظرند کسي از راه برسد و به آنها انگيزه بدهد تا به انساني تبديل شوند که آرزوي را دارند. مشکل اين است که هيچ‌کس قرار نيست به نجات آنها بيايد. اين آدم‌ها منتظر رسيدن اتوبوس ايستاده‌اند اما در خياباني که هيچ اتوبوسي از آن نمي‌گذرد. در نتيجه، اگر اين افراد مسئوليت زندگي خود را برعهده نگيرند و خودشان را تحت فشار قرار ندهند ممکن است براي هميشه منتظر بمانند و اين کاري است که اکثر مردم مي‌کنند. فقط حدود 2 درصد از مردم مي‌توانند به‌طور تمام و کمال بدون نظارت کار کنند. به اين جور افراد « رهبر » مي‌گوييم و شما هم قصد داريد يک رهبر باشيد. کاري که بايد بکنيد اين است که در خود اين عادت را ايجاد کنيد که خودتان را تحت فشار بگذاريد و منتظر نمانيد تا شخص ديگري بيايد و اين کار را براي شما بکند. بايد خودتان قورباغه‌هايتان را انتخاب کنيد و سپس آنها را به ترتيب اهميت بخوريد. استانداردهايي که براي کار و رفتار خود تعيين مي‌کنيد بايد از آنچه ديگران مي‌توانند براي شما تعيين کنند بالاتر باشد. اين را براي خود به صورت يک بازي درآوريد که کمي زودتر کار را شروع کنيد، کمي بيشتر کار کنيد و کمي ديرتر کار را تعطيل کنيد. هميشه دنبال راه‌هايي باشيد که بتوانيد به اصطلاح مسافت بيشتري را طي کنيد و بيش از آنچه به خاطر آن پول مي‌گيريد کار کنيد. ناتانيل بارندون، روان‌شناس معروف، عزت نفس را که هسته شخصيت است اين‌طور تعريف مي‌کند: « اعتبار و احترامي که فرد نزد خود دارد. » شما با کارهايي که در انجام آن موفق مي‌شويد يا شکست مي‌خوريد اعتبار و احترامي را که نزد خودتان داريد بالا مي‌بريد يا پايين مي‌آوريد. جنبه خوب قضيه اين است که هر وقت خودتان را وادار کنيد که حداکثر تلاش‌تان را بکنيد يا بيش از يک فرد عادي پشتکار داشته باشيد احساس فوق‌العاده‌اي نسبت به خودتان پيدا ميکنيد. هر روز تصور کنيد که يک پيام اضطراري دريافت کرده‌ايد و بايد هين فردا به مدت يک ماه شهر را ترک کنيد. چه کاري است که اگر قرار باشد به مدت يک ماه شهر را ترک کنيد حتماً مي‌خواهيد که از انجام آن قبل از رفتن اطمينان حاصل کنيد؟ اين کار هر چه که هست الآن براي انجام آن دست به کار شويد. تصور کنيد که همين الآن به شما خبر بدهند که يک مسافرت مجاني که همه هزينه‌هاي آن قبلاً پرداخت شده است به عنوان جايزه به شما تعلق گرفته است، اما بايد همين فردا براي تعطيلات موردنظر عازم شويد وگرنه اين جايزه به شخص ديگري داده خواهد شد. چه کاري است که تصميم داريد قبل از رفتن به اتمام برسانيد تا بتوانيد از اين تعطيلات لذت ببريد؟ اين کار هر چه که هست بلافاصله براي انجام آن دست به کار شويد. افراد موفق همواره براي بالا بردن کارايي‌شان خود را تحت فشار قرار مي‌دهند. افراد ناموفق بايد نظارت و رهبري شوند و توسط ديگران تحت فشار قرار گيرند. يکي از بهترين راه‌ها براي غلبه بر تنبلي کار کردن به نحوي است که گويي فقط يک روز فرصت داريد تا مهم‌ترين کارهاي خود را قبل از اينکه شهر را به مدت يک ماه ترک کنيد يا به مسافرت برويد به انجام برسانيد. با تحت فشار قرار دادن خود کارهاي بيشتر و بهتري را در مدت زماني کم‌تر از قبل به پايان خواهيد رساند، به يک شخص کارآمد و موفق تبديل مي‌شويد، نسبت به خودتان احساس فوق‌العاده‌اي پيدا مي‌کنيد و کم‌کم عادت تسريع در انجام امور را در خود ايجاد مي‌کنيد، عادتي که از آن پس در تمام روزهاي زندگي به شما خدمت خواهد کرد. قورباغه را قورت بده! باري انجام هر يک از کـارهاي خود و همچنين باري انجام هر يک از قسـمت‌هاي آن مهلت تعيين کنيد. بــراي خودتــان يک « سيستم فشار » طراحي کني. بار خود را کم کم زياد کنيد و اجازه ندهيد که از ميدان به در شويد. وقتي که براي خود مهلتي تعيين کرديد به آن پايبند باشيد و حتي سعي کنيد کار را زودتر از مهلت مقرر انجام دهيد. در مورد کارها يا پروژه‌هاي بزرگ، قبل از شروع همه‌ي مراحل آن را ليست کنيد. آنگاه تعيين کنيد که براي انجام هر قسمت از کار چند دقيقه و ساعت وقت لازم داريد. سپس برنامه‌ي زمان‌بندي شده روزانه و هفتگي خود را تنظيم مجدد کنيد را تنظيم مجدد کنيد تا بتوانيد براي زماني که منحصراً روي اين پروژه کار مي‌کنيد وقت خالي ايجاد کنيد. 14 قدرت‌هاي فردي خود را به حداکثر برسانيد تمام سرمايه‌هاي خود را يک جا جمع کنيد، همه استعدادهاي خود را گرد آوريد، تمام نيروهاي خود را آرايش دهيد و همه توانايي‌هاي خود را براي تسلط روي حداقل يک کاري متمرکز کنيد. جان هاگاي -------------------------------------------------------------------------------- ماده خام بهره‌وري و کارايي فردي در نيروهاي جسمي، ذهني و عاطفي شما نهفته است. يکي از مهم‌ترين لوازم خوشبختي، و بهره‌وري فردي حفظ و افزايش مداوم سطح انرژي است. بدن شما مانند ماشيني است که غذا، آب و استراحت را مصرف مي‌کند تا انرژي لازم براي انجام کارهاي مهم زندگي و کار را توليد کند. هنگامي که کاملاً استراحت کرده‌ايد مي‌توانيد دو، سه و حتي پنج برابر زماني که خسته هستيد کارهايتان را سر و سامان بدهيد. اصولاً کارايي شما پس از هشت يا نه ساعت کار شروع به کاهش مي‌کند. به همين دليل کار کردن تا دير وقت گرچه برخي اوقات ضروري و اجتناب‌ناپذير است اما به اين معناست که هر چه زمان بيشتر مي‌گذرد کارايي شما کمتر و کمتر مي‌شود. هر چه بيشتر خسته شويد کيفيت کار شما پايين‌تر مي‌آيد و مرتکب اشتباهات بيشتري مي‌شويد. در يک لحظه، مانند يک باطري که انرژي‌اش تمام مي‌شود، به آخر خط مي‌رسيد و ديگر نمي‌توانيد به کار ادامه دهيد. واقعيت اين است که براي شما ساعات بخصوصي از شبانه‌روز بهترين زمان انجام کار است. شما بايد اين زمان‌ها را مشخص کنيد و مهم‌ترين و دشوارترين کارهايتان را در اين ساعت‌ها انجام بدهيد. اکثر افراد صبح‌ها پس از يک خواب خوب شبانه سرحال و پر انرژي هستند. برخي ديگر بعد از ظهرها و تعداد کمي هم شب‌ها و يا آخر شب‌ها کارايي و خلاقيت بيشتري دارند. يکي از دلايل اصلي تنبلي و سستي، خستگي و يا شروع کردن کار در هنگام خستگي است. در اين حالت مانند موتور اتومبيل که در هنگام صبح سرد است نمي‌توانيد استارت شروع کار را بزنيد. هر وقت احساس خستگي زياد مي‌کنيد و کار زيادي هست که بايد انجام بدهيد و وقت کمي هم داريد، کار را متوقف کنيد و به خودتان بگوييد: « من نمي‌توانم بيش از حد توانم کار کنم. » گاهي اوقات بهترين استفاده از وقت اين است که زود عازم خانه شويد، به رختخواب برويد و ده ساعت متوالي بخوابيد. اين کار انرژي‌تان را کاملاً به شما برمي‌گرداند و روز بعد خواهيد توانست دو يا سه برابر کار کنيد و کيفيت کارتان هم بسيار بالاتر از اين خواهد بود که نخوابيد و تا دير وقت به کار ادامه دهيد. تحقيقات نشان مي‌دهد که آمريکائيان به‌طور متوسط در مقايسه با کاري که انجام مي‌دهند از استراحت و خواب کافي برخوردار نيستند. ميليون‌ها آمريکايي به دليل کار بيش از حد و خواب کم دچار آشفتگي ذهني هستند. يکي از عاقلانه‌ترين کارهايي که شما مي‌توانيد در طول هفته انجام بدهيد اين است که ساعت ده شب تلويزين را خاموش کنيد و به رختخواب برويد. بعضي اوقات يک ساعت زودتر خوابيدن مي‌تواند تمام زندگي شما را دچار تحول کند. از اين به بعد اين برنامه را به کار ببنديد: هر هفته يک روز کامل کار نکنيد. در طول اين روز، چه پنجشنبه و چه جمعه، چيزي نخوانيد، حتي نامه، به فکر جبران کارهاي عقب‌افتاده نباشيد و به‌طور کلي از انجام هر کاري که به ذهن‌تان فشار بياورد دوري کنيد. در عوض به تماشاي يک فيلم برويد، ورزش کنيد و يا به انجام هر فعاليتي که مي‌تواند ذهن‌تان را مجدداً شــارژ کند بپردازيد. اين جمله واقعاً درسـت اسـت که « تنوع خستگي را برطرف مي‌کند. » در طول سال براي استراحت و ايجاد نشاط و شادي به‌طور مرتب به تعطيلات برويد، هم تعطيلات آخر هفته و هم تعطيلات يک و يا دو هفته‌اي. هميشه بعد از تعطيلات آخر هفته و يا تعطيلات طولاني‌تر کارايي بسيار بالايي به دست خواهيد آورد. در طول هفته هر شب زود به رختخواب رفتن، خواب بيشتر در آخر هفته و هر هفته يک روز کامل استراحت کردن تضمين مي‌کند که انرژي بيشتري داشته باشيم. با اين انرژي مي‌توانيد بر سستي و تنبلي خود غلبه کنيد و کارهاي اصلي و مهم خود را سريع‌تر و بهتر از زماني که مي‌خواستيد بدون استراحت کافي به کار بپردازيد انجام دهيد. براي برخورداري و حفظ انرژي بالا علاوه بر داشتن خواب و استراحت کافي، بايد مراقب خوراک خود نيز باشيد: « روز را با يک صبحانه حاوي پروتئين بالا، چربي پائين و کربوهيدرات پائين آغاز کنيد. براي ناهار سالاد ماهي يا مرغ بخوريد. از دسرها و خوراک‌هاي حاوي شکر، نمک و آرد سفيد خودداري کنيد. از خوردن نوشابه، آب‌نبات و شيريني پرهيز کنيد. تغذيه شما بايد مانند تغذيه‌ي يک قهرمان جهان قبل از مسابقه باشد زيرا از بسياري جنبه‌ها شرايط شما هم قبل از شروع کار روزانه مشابه يک قهرمان است. با داشتن يک خوراک سبک و سالم، ورزش و استراحت کافي بيشتر، بهتر و آسان‌تر از قبل کار مي‌کنيد و از کار خود رضايت بيشتري خواهيد داشت. در موقع شروع کار هر چقدر احساس بهتري داشته باشيد کمتر دچار سستي و تنبلي مي‌شويد و بيشتر مشتاق خواهيد بود که کار را تمام کنيد و کارهاي ديگري را شروع کنيد. داشتن انرژي بالا براي کارايي بالا و رضايت و موفقيت بيشتر اجتناب ناپذير است. قورباغه را قورت بده! ميزان انرژي و عادت خواب و خوراک خود را دقيقاً بررسي کنيد. براي بالا بردن سطح انرژي و تندرستي خود مصمم شويد و به پرسش‌هاي زير پاسخ دهيد: کدام يک از فعاليت‌هاي جسمي خود را بايد بيشتر کنم؟ کدا يک از فعاليت‌هاي جسمي خود را بايد کمتر کنم؟ براي اينکه عملکرد خود را به بالاترين سطح برسانم چه فعاليتي را بايد شروع کنم؟ در حال حاضر چه کاري مي‌کنم که سلامتي مرا به خطر مي‌اندازد و بايد انجام آن را کاملاً متوقف کنم؟ پاسخ هر چه که هست همين امروز دست به کار شويد. 15 خودتان را به فعاليت ترغيب کنيد بالاترين لذت‌ها در شور و شوقي است که انسان را به ماجراجويي‌ها و پيروزي‌هاي بزرگ و فعاليت‌هاي خلاقه‌دار وادار مي‌کند. آنتوان دوسنت اگزوپري -------------------------------------------------------------------------------- براي آنکه بتوانيد در اوج توانايي و در بهترين شرايط جسمي و رواني باشيد بايد در ميدان بازي کار و زندگي مثل بازيکني باشيد که مربي و تشويق کننده خودش هم هست. اينکه در هر لحظه چگونه با خودتان صحبت مي‌کنيد نود و پنج درصد از احساسات مثبت و يا منفي شما را شکل مي‌دهد. روحيه و احساسات شما ناشي از اتفاقاتي نيست که در اطراف‌تان به وقوع مي‌پيوندند بلکه نحوه تعبير و تفسير شما از رويدادهاي اطراف‌تان است که به احساسات شما شکل مي‌دهد. نحوه‌ي برداشت و تعبير شما از وقايع است که تا حد زيادي تعيين مي‌کند که اين اتفاق‌ها در شما انگيزه و انرژي ايجاد کنند و يا موجب تحليل و تضعيف انرژي و انگيزه‌ها شوند. براي آنکه درخود ايجاد انگيزه کنيد، بايد اراده کنيد که يک خوش بين تمام عيار بشويد. بايد تصميم بگيريد که به تمام حرف‌ها، عمل‌ها و عکس‌العمل‌هاي افراد و شرايط پيرامون پاسخ‌هاي مثبت بدهيد. شما نبايد اجازه بدهيد که مشکلات غير قابل اجتناب و موانع زندگي روزمره احساسات و روحيه شما را تحت تأثير قرار دهند و تضعيف کنند. ميزان عزت نفس شما، اينکه چقدر خودتان را دوست داريد و به خودتان احترام مي‌گذاريد، تعيين‌کننده ميزان انگيزه و پشتکار شماست. براي بالا بردن عزت نفس خود، بايد مدام با خودتان گفتگوهاي مثبت و سازنده داشته باشيد. مثلاً مرتب به خودتان بگوييد: « من خودم را دوست دارم. من خودم را دوست دارم. » تا اينکه سرانجام آنچه را مي‌گوييد باور کنيد و مانند فردي رفتار کنيد که از توانايي و کارايي بالا برخوردار است. وقتي ديگران از ما مي‌پرسند: « حالتان چطور است؟ » هميشه بگوييد: « عالي هستم. » مهم نيست که احساس واقعي شما در آن لحظه چيست و يا در زندگي شما چه مي‌گذرد. فقط اراده کنيد که شاد و با روحيه و خوش‌بين باقي بمانيد. مي‌گويند که شما نبايد هرگز مشکلات‌تان را با ديگران در ميان بگذاريد زيرا هشتاد درصد مردم اصلاً به مشکلات شما اهميت نمي‌دهند و بيست درصد بقيه از اينکه بدانند شما براي اين مشکلات اهميت زيادي قائل هستيد به نوعي خوشحال مي‌شوند. بسياري روانشناسان در پژوهش‌هاي خود به اين نتيجه رسيده‌اند که « خوش‌بيني » مهم‌ترين ويژگي است که با استفاده از آن مي‌توانيد خوشبختي و موفقيت شخصي و شغلي خود را افزايش دهيد. ظاهراً افراد خوش‌بين سه ويژگي رفتاري دارند که هر سه را از طريق تمرين و تکرار کسب کرده‌اند. اين سه ويژگي عبارتند از: اول اينکه، افراد خوش‌بين در هر شرايط و موقعيتي به دنبال نکات مثبت هستند. آنها صرف‌نظر از اينکه چه مشکلي پيش مي‌آيد، به دنبال چيزهاي مثبت و سودمند هستند و تعجبي هم ندارد که هميشه آن را پيدا مي‌کنند. دوم اينکه، افراد خوش‌بين در هر شکست يا مشکلي هميشه به دنبال گرفتن درس باارزشي هستند. آنها معتقدند که « مشکلات ما را متوقف نمي‌کنند بلکه به ما آموزش مي‌دهند؟ » به نظر آنها در هر شکست يا مانعي درس عبرتي باارزش وجود دارد که با استفاده از آن مي‌توانند به پيشرفت بيشتري دست پيدا کنند و مصمم هستند که اين درس را بياموزند. سوم اينکه، افراد خوش‌بين هميشه براي هر مشکلي به دنبال راه حل هستند. به هنگام به وجود آمدن مشکل، به جاي ناله و شکايت يا مقصر دانستن ديگران، به دنبال راه‌حل مي‌گردند و از خودشان سـؤالاتي از اين قبيل مي‌پرسند: « راه‌حل چيسـت؟ الآن چه کاري مي‌توانيم بکنيم؟ قدم بعدي چيست؟ » ضمناً افرادي که برحسب عادت خوش‌بين و مثبت هستند مدام به هدف‌هايشان فکر مي‌کنند و در مورد آن صحبت مي‌کنند. به بيان ديگر، هميشه به جلو نظر دارند تا عقب. اگر مدام هدف‌ها و ايده‌هايتان را مجسم کنيد و در مورد آنها با خودتان گفتگوهاي مثبت داشته باشيد، تمرکز بيشتري بر هدف‌هايتان خواهيد داشت، انرژي بيشتري براي انجام کار پيدا مي‌کنيد. احساس اعتماد به نفس و خلاقيت بيشتري خواهيد کرد و احساس مي‌کنيد که قدرت و کنترل فردي‌تان نيز بيشتر شده است. و در نهايت هر چه فرد خوش‌بين‌تري باشيد و احساس کنيد که انگيزه بيشتري براي انجام کار داريد، بيشتر مشتاق خواهيد بود که کار را شروع کنيد و نيز بيشتر مصمم خواهيد بود که به کار ادامه بدهيد. قورباغه را قورت بده! افکارتان را کنترل کنيد. به خاطر داشته باشيد که اکثر اوقات همان مي‌شويد که به آن فکر مي‌کنيد. فقط به چيزهايي فکر کنيد و درباره آن با خودتان گفتگو کنيد که مي‌خواهيد داشته باشيد نه چيزهايي که نمي‌خواهيد. براي داشتن ذهني مثبت، مسئوليت کامل اعمال خود و هر آن چه را که برايتان اتفاق به عهده بگيريد. به هيچ دليلي ديگران را مقصر ندانيد و از آنها اتقاد نکنيد. به جاي آنکه به دنبال توجيه شکست‌هايتان باشيد اراده کنيد که پيشرفت کنيد. ذهن و انرژي‌تان را روي آنچه که مي‌تواند به پيشرفت زندگي شما کمک کند متمرکز کنيد و آنگاه از آنچه پيش مي‌آيد شگفت‌زده خواهيد شد. 16 روش تنبلي سازنده را تمرين کنيد مدام براي انجام وظايف و کارهاي اصلي خود وقت ايجاد کنيد. هر روز براي انجام کارهاي فردا برنامه‌ريزي کنيد. چند کار کوچک را که بايد حتماً انجام شوند همان اول صبح انجام دهيد. سپس بلافاصله به سراغ وظايف اصلي و مهم برويد و کار را تا به اتمام رساندن آنها ادامه دهيد. بُردروم ريپورتس -------------------------------------------------------------------------------- يکي از مؤثرترين روش‌هاي بالا بردن کارايي فردي استفاده از تکنيک تنبلي سازنده است. استفاده از اين روش زندگي شما را دچار تحول مي‌کند. اين يک واقعيت که هيچ کس حتي شما هم نمي‌توانيد به همه کارهايي که بايد انجام دهيد برسيد و آن را تمام کنيد. براي همين ضروري است که در انجام برخي از کارها تنبلي کنيد! به عبارت ديگر، بايد قورباغه‌هايي را که کوچک‌ترند و يا کمتر زشت هستند نخوريد و در عوض بزرگ‌ترين و زشت‌ترين قورباغه را قورت بدهيد. تفاوت بين افراد کارآمد و افرادي که از کارايي پاييني برخوردارند تا حد زيادي از طريق اينکه در انجام چه کارهايي تنبلي مي‌کنند قابل تشخيص است. چون به هر حال بايد در انجام برخي کارها تنبلي کنيد، از همين امروز تصميم بگيريد که کارهاي کم ارزش را انجام ندهيد. اراده کنيد که انجام کارهايي را که در پيشرفت زندگي شما نقش مهمي ايفا نمي‌کنند به ديگران بسپاريد و آنها را از برنامه کارهاي خود حذف کنيد. خود را از شر بچه قورباغه‌ها خلاص کنيد و ذهن‌تان را روي قورباغه‌هاي بزرگ متمرکز کنيد. راهش اين است: براي تعيين کارهايي که بايد در اولويت قرار بگيرند بايد کارهايي را نيز که در اولويت نيستند مشخص کنيد. کاري در اولويت است که بايد وقت بيشتري صرف آن کنيد و آن را سريع‌تر به انجام برسانيد در حالي که کاري که نبايد در اولويت قرار گيرد کاري است که بايد آن را بعداً انجام دهيد و وقت کمتري هم صرف آن کنيد، آن هم اگر قرار باشد که خودتان انجام دهيد. قـانـون: ميزان موفقيت شما در استفاده بهتر از وقت و کنترل زندگي فقط بستگي دارد به اين که تا چه حد مي‌توانيد از انجام کارهايي که در زندگي شما از اهميت کمتري برخوردار هستند دست برداريد. يکي از پرقدرت‌ترين کلمات در مديريت زمان کلمه « نه » است. به هر کاري که استفاده بهينه از وقت و زندگي‌تان نيست « نه » بگوييد. اين کلمه را زود بگوييد و بيشتر از آن استفاده کنيد. واقعيت اين است که ما وقتي براي تلف کردن نداريم. براي آنکه کار جديدي را شروع کنيد، بايد کار قديمي‌تري را تمام کنيد و يا ديگر آن را ادامه ندهيد. لازمه وارد شدن، خارج شدن است. لازمه برداشتن، گذاشتن است. تنبلي سازنده در واقع تصميم‌گيري عاقلانه و خردمندانه در مورد اين است که دقيقاً چه کارهايي را از اين به بعد نبايد انجام دهيد. اکثر مردم در انجام کارها دچار سستي يا تنبلي ناآگاهانه هستند. آنها بدون تفکر و تعقل از انجام برخي از کارها خودداري مي‌کنند. در نتيجه اين قبيل افراد کارهاي بزرگ، سخت، باارزش و مهمي را که تأثير درازمدت و بسيار مهمي در زندگي و شغل‌شان دارد انجام نمي‌دهند. شما بايد به هر قيمتي که شده از اين تمايلات دوري کنيد. کار شما اين است که به‌طور عاقلانه و منطقي از انجام کارهايي که از ارزش کمي برخوردار دست بکشيد تا وقت بيشتري براي کارهايي داشته باشيد که واقعاً مي‌توانند روي زندگي و شغل شما تأثير مهمي بگذارند. مرتباً وظايف و مسئوليت‌هاي خود را مرور کنيد و کارهايي را که باعث هدر رفتن شما مي‌شوند و در عين حال در صورت انجام ندادن آنها زيان قابل توجهي به شما وارد نمي‌شود مشخص کنيد. اين کاري است که هرگز به پايان نمي‌رسد و بايد دائماً آن را انجام بدهيد. مثالي برايتان بزنم. يکي از دوستانم وقتي مجرد بود خيلي عاشق بازي گلف بود. او هفته‌اي سه يا چهار بار و هر بار سه تا چهار ساعت گلف بازي مي‌کرد. بعد از چند سال کاري را شروع کرد، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد، اما بازهم سه تا چهار بار در هفته گلف بازي مي‌کرد. تا اينکه بالاخره متوجه شد که بازي کردنش باعث بروز مشکلات زيادي در خانه و محل کار شده است. تنها راه براي آنکه بتواند زندگي‌اش را تحت کنترل درآورد اين بود که چندين ساعت بازي گلف را از برنامه‌اش حذف کند. فعاليت‌هاي خارج از محل کار خود را مرور کنيد و ببينيد انجام چه کارهايي مهم نيستند. تماشاي تلويزيون را خذف کنيد و وقت آن را صرف خانواده، مطالعه، ورزش و انجام هر کاري که به پيشرفت زندگي شما کمک مي‌کند بکنيد. فعاليت‌هاي کاري خود را مرور کنيد و کارها و وظايفي را که مي‌توانيد به ديگران بسپاريد و يا از برنامه حذف کنيد تا وقت بيشتري براي انجام کارهاي مهم‌تر داشته باشيد مشخص کنيد. از همين امروز تمرين تنبلي سازنده را در کار شروع کنيد تا بتوانيد در هر زمان و مکاني کاهايي را که در اولويت نيستند تعيين و از برنامه کاري‌تان حذف کنيد. همين تصميم‌گيري به تنهايي مي‌تواند زندگي‌تان را دچار تحول بکند. قورباغه را قورت بده! در زندگي هميشه تصميم گرفتن را تمرين کنيد. مرتباً از خودتان بپرسيد: « اگر اين کار را قبلاً شروع نکرده بودم، آيا با اطلاعات و شرايطي که امروز دارم حاضر مي‌شدم الآن اين کار را شروع کنم؟ » هر يک از فعاليت‌ها و کارهاي شخصي و شغلي‌تان را که قبلاً آغاز کرده‌ايد بر اساس شرايط و اطلاعات امروزتان ارزشيابي کنيد و ببينيد آيا در ميان کارهاي‌تان کاري هست که ديگر ضرورتي براي انجام آن احساس نمي‌کنيد. در اين صورت، اين کاري است که بايد تکنيک تنبلي سازنده را در مورد آن به کار بگيريد و يا ديگر از انجام آن دست بکشيد. 17 اول سخت‌ترين کار را انجام دهيد هر چه بيشتر عمر مي‌کنم بيشتر اطمينان پيدا مي‌کنم که تفاوت عمده انسان‌ها، تفاوت بين انسان ضعيف و قوي، بين انسان بزرگ و کوچک ميزان توانايي يا ارده استوار و خلل‌ناپذير را براي خود مشخص مي‌کند دو راه بيشتر پيش رو ندارد: يا مرگ يا پيروزي. سر توماس فاول باکستون -------------------------------------------------------------------------------- يکـي از راه‌هاي غلبه بر سـستي و تنبلي و انجام سـريع‌تر و بيشتر کـارها اين اسـت که اول از سخت‌ترين کارها شـروع کنيد. اين همـان « قورباغه‌اي است که بايد بخوريد. » اين کار يکي از سخت‌ترين و در عين حال مهم‌ترين مهارت‌هاي کنترل فردي است. براي اينکه اين عادت را در خود به وجود آورده و تقويت کنيد مراحل زير را به ترتيب دنبال کنيد: # در پايان روز براي فردا و در آخر هفته براي هفته‌ي آينده، ليستي از تمام کارهايي که بايد انجام دهيد تهيه کنيد. # اين ليست را با استفاده از روش الف، ب، پ، ت، ث، و نيز قانون 20/80 مرور کنيد و تغييرات لازم را در آن بدهيد. # از ميان وظايف و کارها، کار الف – 1 را که مهم‌ترين کار و وظيفه شماست انتخاب کنيد. کاري که انجام دادن يا ندادن آن بيشترين تأثير را روي زندگي‌تان مي‌گذارد. # هر چيزي را که براي شروع و تمام کردن اين کار لازم داريد آماده کنيد تا بتوانيد صبح روز بعد کار را شروع کنيد. # به مدت بيست و يک روز به همين صورت کار را ادامه دهيد و اول از همه به سراغ مهم‌ترين کار برويد. با اين انضباط فردي، شما به معناي واقعي کلمه در کمتر از يک ماه کارايي خود را دو برابر خواهيد کرد. شروع روز با انجام بزرگ‌ترين و مهم‌ترين کار درست برخلاف کاري است که اغلب مردم انجام مي‌دهند. با اين انضباط فردي شما عادت تنبلي و سستي در کار را مي‌شکنيد و آينده‌ي خود را کاملاً در دست مي‌گيريد. شروع روز با سخت‌ترين کار، يا قسمتي از آن، يک شروع بسيار خوب و پرانرژي براي شما خواهد بود. اين کار باعث مي‌شود که از اين به بعد توانايي و کارايي بيشتري داشته باشيد. روزهايي که کارتان را بي‌وقفه با مهم‌ترين کار آغاز مي‌کنيد، در مقايسه با روزهاي ديگر احساس بهتري نسبت به خودتان داريد، احساس توانايي بيشتري مي‌کنيد، احساس مي‌کنيد که مؤثرتر هستيد و نسبت به هميشه کنترل بيشتري روي خودتان و زندگي‌تان داريد. قورباغه را قورت بده! خودتان را به صورت فردي مجسم کنيد که مدام رو به پيشرفت است. خودتان را موظف کنيد که با تمرين مرتب روش‌هاي بالا‌بردن کارايي، آنها را تبديل به عادت کنيد تا به‌طور اتوماتيک و به‌سادگي اين روش‌ها را انجام بدهيد. يکي از نيرومندترين جملاتي که براي اين کار مي‌توانيد استفاده کنيد اين است: « فقط امروز! نگران نباش که اين کار باعث شود براي هميشـه تغيير کني. اگر فکر خوبي اسـت، فقط امروز آن را انجام بده. » هر روز به خودتان بگوييد: « من فقط همين امروز آماده مي‌شوم و روز را با سخت‌ترين کار شروع مي‌کنم. » از تأثيري که اين روش روي زندگي‌تان مي‌گذارد شگفت‌زده خواهيد شد. 18 کار را به قسمت‌هاي کوچک‌تر تقسيم کنيد هر عادتي در ابتدا مانند يک نخ نازک است. اما هر بار که يک عمل را تکرار مي‌کنيم ما اين نخ نازک را ضخيم‌تر مي‌کنيد و با تکرار عمل در نهايت اين نخ تبديل به طناب ضخيم و بلندي مي‌شود که براي هميشه به دور فکر و عمل ما مي‌پيچد. اريسون سووت ماردن -------------------------------------------------------------------------------- يکي از دلايل سستي و تنبلي در انجام کارهاي بزرگ و مهم آن است که هنگامي که براي اولين بار با آنها مواجه مي‌شويم بسيار بزرگ و سخت به نظر مي‌رسند. يکي از تکنيک‌هايي که مي‌توانيد از آن براي تقسيم کردن کارهاي بزرگ به قطعات کوچک‌تر استفاده کنيد، روش « بريدن کالباس » است. با استفاده از اين روش مي‌توانيد هر کاري را به قطعات کوچک‌تر تقسيم کنيد و هر بار يک قسمت از آن را انجام دهيد. درست مثل بريدن يک کالباس بزرگ و تبديل آن به برش‌هاي کوچک و خوردن آنها و يا مثل خوردن هر بار يک تکه از قورباغه. از نظر رواني شروع قسمتي از يک کار بزرگ آسان‌تر از شروع تمام آن کار است. اغلب اوقات هنگامي که يک قسمت از کاري را شروع کنيد و به همين ترتيب خواهيد ديد که حتي قبل از آنکه خودتان متوجه بشويد تمام کار به اتمام رسيده است. نکته مهمي که بايد به خاطر بسپاريد اين است که « ضرورت تمام کردن کار » يا آنچه اغلب « اجبار در تمام کردن کار » ناميده مي‌شود در وجود اغلب انسان‌ها هست. به اين معني که وقتي کاري را شروع مي‌کنيد و به اتمام مي‌رسانيد احساس خوشحالي و قدرت بيشتري مي‌کنيد. اين احساس تمام کردن، به شما انگيزه مي‌دهد که کار جديدي را شروع کنيد و تا تمام شدن آن به فعاليت ادامه دهيد. تمام شدن کار موجب ترشح آندروفين در مغز مي‌شود که احساس شعف را در انسان ايجاد مي‌کند. هر چقدر کاري که شروع و تمام مي‌کنيد بزرگ‌تر باشد، پس از اتمام آن احساس خوشحالي بيشتري به شما دست مي‌دهد. هر چه قورباغه‌اي که مي‌خوريد بزرگ‌تر باشد احساس قدرت فردي و انرژي بيشتري خواهيد کرد. هنگامي که قسمت کوچکي از کار را شروع و تمام مي‌کنيد، انگيزه‌ي شما براي شروع و تمام کردن قسمت بعدي کار بيشتر مي‌شود و همين روال را تا آخر کار ادامه خواهيد داد. هر قدمي که به جلو برمي‌داريد براي پيشروي به شما نيرو مي‌دهد. به اين ترتيب، در خود شوق و انگيزه‌اي دروني ايجاد مي‌کنيد که شما را وادار مي‌کند تا اتمام کار به فعاليت ادامه دهيد و اتمام اين کار بزرگ به شما همان احساس شادي و رضايتي را مي‌دهد که هميشه با هر موفقيتي همراه است. تکنيک ديگري که به شما در تمام کردن يک کار کمک مي‌کند، « سوراخ کردن پنير سوئيسي » است. يعني همان‌طور که يک قطعه بزرگ پنير سوئيسي را سوراخ مي‌کنيم، اراده کنيم که با درگير کردن خود با کار، يا به اصطلاح با ايجاد سوراخي در آن، کار را شروع کنيم. براي استفاده از اين روش کافي است که تصميم بگيريد مدت زمان معيني، مثلاً پنج يا ده دقيقه، خود را درگير کار مورد نظر کنيد و سپس کار را متوقف کنيد و به سراغ کار ديگري برويد. به اين ترتيب يک لقمه از قورباغه‌تان را مي‌خوريد و بعد از آن استراحت کرده و يا به کار ديگري مي‌پردازيد. قدرت و تأثير اين روش همانند روش « بريدن کالباس » است. وقتي کار را شروع کنيد، تمايل و شوق حرکت به جلو و انگيزه‌ي تمام کردن کار در شما تقويت مي‌شود و به اين ترتيب براي ادامه کار احساس انرژي خواهيد کرد و با داشتن انگيزه دروني تا تمام کردن کار به فعاليت ادامه خواهيد داد. شما مي‌توانيد از روش « بريدن کالباس » و يا « سوراخ کردن پنير سوئيسي » براي هر کاري که انجام آن در ابتداي امر سخت و غير ممکن به نظر مي‌رسد استفاده کنيد. از تأثير اين تکنيک‌ها در غلبه بر سستي و تنبلي تعجب خواهيد کرد. من دوستان زيادي دارم که فقط با اراده کردن و نوشتن يک صفحه و يا حتي يک پاراگراف در روز نويسندگان موفقي شده‌اند. شما هم مي‌توانيد همين کار را بکنيد. قورباغه را قورت بده! براي شروع سـريع يک کار بزرگ و پيچيده که از چندين کـار کوچک‌تر تشکيل شده يکي از دو روش « بريدن کالباس » و يا « سوراخ کردن پنير سوئيسي » را به کار بگيريد. ويژگي مشترک انسان‌هاي موفق و خوشبخت آن است که همگي اهل عمل هستند. به اين معني که وقتي ايده‌ي خوبي را مي‌شنوند فوراً آن را بکار مي‌گيرند تا ببينند که تا چه حد اين ايده مي‌تواند برايشان سودمند باشد. پس وقت را تلف نکنيد. همين امروز اين روش‌ها را امتحان کنيد. 19 وقت بيشتري ايجاد کنيد هيچ چيز به اندازه‌ي تمرکز انرژي روي تعداد محدودي از هدف‌ها به زندگي‌تان توان و نيروي بيشتر نمي‌دهد. نيدو کيوبين -------------------------------------------------------------------------------- استراتژي ايجاد وقت بيشتر مستلزم آن است که متعهد شويم با يک برنامه زمان‌بندي شده روي کارها و وظايف بزرگ و مهم‌تان کار کنيد. براي تمام کردن بسياري از کارهايي که واقعاً مهم هستند به برنامه زمان‌بندي شده و بلندمدت نياز داريد. توانايي در ايجاد اين ساعات باارزش و کارآمد براي زندگي و کار شما اهميت زيادي دارد. فروشندگان موفق ساعت مشخصي از هر روز را به تماس گرفتن با مشتريان خود اختصاص مي‌دهند. اين افراد به جاي تنبلي و يا تأخير در انجام کاري که آن را معمولاً دوست ندارند، برنامه‌ريزي مي‌کنند که هر روز به جاي تنبلي و يا تأخير در انجام کاري که آن را معمولاً دوست ندارند، برنامه‌ريزي مي‌کنند که هر روز در ساعات معيني، براي مثال بين ساعت 10 تا 11 صبح، با مشتريان تماس بگيرند و سپس خود را موظف مي‌کنند که هر روز در همين ساعت اين کار بخصوص را طبق برنامه انجام دهند. بسياري از مديران بخش تجارت نيز هر روز وقت معيني را به تماس تلفني با مشتريان خود اختصاص مي‌دهند تا بتوانند از اين طريق به‌طور مستقيم نتيجه کار خود را مورد ارزيابي قرار دهند. بعضي افراد هر روز ساعت معيني، مثلاً سي تا شصت دقيقه، را به ورزش اختصاص مي‌دهند. برخي فقط با اختصاص دادن پانزده دقيقه از وقت خود در هر شب پيش از خواب مطالعه کتاب‌هاي بزرگي را تمام مي‌کنند و با اين کار در درازمدت مي‌توانند بسياري از بهترين کتاب‌هايي را که نوشته شده است را بخوانند. رمز موفقيت در استفاده از روش « کار کردن روي يک پروژه در ساعات معين » اين است که براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي کنيد و به هر کار يا فعاليتي ساعت يا مدت معيني اختصاص دهيد. اکثر افراد بسيار موفق براي تمام روز خود از قبل برنامه‌ريزي زمان‌بندي شده دارند و هر فعاليت يا کاري را در ساعات بخصوصي انجام مي‌دهند. اساس برنامه‌ريزي آنها اين است که ابتدا بايد کارهاي اصلي تمام شوند، هر بار يک کار. در نتيجه، کارايي اين قبيل افراد به مرور زمان افزايش پيدا مي‌کند به‌طوري که به دو، سه و حتي پنج برابر يک فرد معمولي مي‌رسد. يکي از بهترين راه‌هاي بالا بردن کارايي فردي برنامه‌ريزي زمان‌بندي شده براي انجام کارهاست. براي اين کار ابتدا جدولي تهيه مي‌شود که در آن زمان به روز، ساعت و دقيقه تقسيم شده است. هر کاري که بايد انجام شود براساس طول مدت موردنياز براي اتمام آن و نيز زمان مناسب انجام آن در ستون‌هاي مربوطه زماني قرار مي‌گيرد. اين نوع برنامه‌ريزي شما را قادر مي‌کند تا بتوانيد براي هر کارتان وقت معين و کافي ايجاد کنيد. به اين ترتيب خواهيد توانست هنگام انجام هر کار از تداخل ساير کارها با آن که موجب توقف انجام آن مي‌شود جلوگيري کنيد و بي‌وقفه به همان کار بپردازيد. يکي از بهترين عادتهاي کاري اين است که صبح زود از خواب بيدار شويد و ساعاتي از صبح را در خانه به انجام کارها بپردازيد. مقدار کاري که در اين مدت ميتوانيد انجام دهيد در مقايسه با همين مدت زمان در محل کار سه برابر خواهد بود زيرا در خانه نه کسي مجود دارد که در کارتان وقفه ايجاد کند و نه اينکه تماسهاي تلفني مزاحم کارتان خواهد بود. در مسافرت‌هاي کاري نيز مي‌توانيد با برنامه‌ريزي قبلي هواپيما را تبديل به اتاق کارتان کنيد و بعد از اوج گرفتن هواپيما تمام طول پرواز بي‌وقفه کار کنيد. از ميزان پيشرفت کار در اين مدت که هيچ مزاحمتي وجود ندارد تعجب خواهيد کرد. يکي از رمزهاي بالا بردن کارايي و بهره‌وري اين است که هر دقيقه را به حساب بياوريد. از زماني که در راه مسافرت هستيد نهايت استفاده را ببريد. از اين فرصت که انگار به شما هديه شده است براي تمام کردن قسمت‌هاي کوچکي از کارهاي بزرگ و مهم استفاده کنيد. به ياد داشته باشيد که اهرام هم باگذاشته شدن سنگي روي سنگ ديگر ساخته شده است. براي ساختن يک زندگي و شغل ايده‌آل بايد کارها را به ترتيب انجام داد و اغلب اوقات هم در هر زمان فقط قسمتي از يک کار بايد انجام شود و سپس قسمتي ديگر. براي آنکه در مديريت زمان موفق باشيد بايد بتوانيد برنامه زمان‌بندي شده‌اي تنظيم کنيد که در آن براي انجام و اتمام مهم و اصلي‌تان ساعات مشخص و مدت زمان مناسب در نظر بگيريد، به‌طوري که در اين ساعات فقط روي آن کار متمرکز باشيد و هيچ کار ديگري با آن تداخل ايجاد نکند. ضمناً بايد طبق برنامه به انجام کارها بپردازيد. قورباغه را قورت بده! مدام به راه‌هاي مختلفي که از طريق آنها مي‌توانيد وقت اضافي ايجاد کنيد فکر کنيد. از اين وقت‌ها براي انجام مهم‌ترين کارهايي که مي‌توانيد در درازمدت بيشترين تأثير را بر زندگي و کارتان بگذارند استفاده کنيد. هر دقيقه را به حساب بياوريد. با برنامه‌ريزي و آمادگي از قبل اجازه ندهيد که از هدف‌تان دور شويد و يا عوامل بازدارنده بتوانند در پيشرفت‌تان اختلال ايجاد کنند. بيش از هر چيز با انجام کارهاي مهم و اصلي‌تان بر روي به‌دست آوردن مهم‌ترين نتايج تمرکز داشته باشيد و فراموش نکنيد که خودتان مسئول دست‌يابي به اهداف‌تان هستيد. 20 سرعت انجام کار را افزايش دهيد منتظر نمانيد، زماني مناسب‌تر از اکنون وجود ندارد، از همين نقطه‌اي که ايستاده‌ايد با همين ابزار و امکاناتي که در اختيار داريد کار را ادامه دهيد. همين‌طور که پيش مي‌رويد ابزارها و امکانات بهتر و مناسب‌تر را پيدا مي‌کنيد. ناپلئون هيل -------------------------------------------------------------------------------- بارزترين ويژگي زنان و مردان موفق اين است که همگي « اهل عمل » هستند. انسان‌هاي کارآمد و داراي بهره‌وري بالا ابتدا زماني را صرف برنامه‌ريزي و تعيين اولويات‌ها مي‌کنند. سپس سريع و با تمام توان براي رسيدن به هدف‌هاي خود کار را شروع مي‌کنند. آنها مرتب، بدون تعجيل و بي‌وقفه کار مي‌کنند و در همان مدتي که افراد معمولي مشغول معاشرت با ديگران، اتلاف وقت و يا انجام کاري کم اهميت هستند بسياري از کارهاي اصلي خود را به اتمام مي‌رسانند. هنگامي که با حداکثر توان و به‌طور مستمر روي کارهاي مهم و اصلي کار مي‌کنيد، ذهن شما وارد وضعيتي مي‌شود که آن را « مَد » مي‌نامند. تقريباً هر کس زماني اين حالت را تجربه کرده است. افراد واقعاً موفق کساني هستند که مي‌توانند بسيار بيشتر از افراد عادي ذهن را در اين وضعيت نگه دارند. در وضعيت « مَد » که کارايي و بهره‌وري انسان در بالاترين حد خود است، چيزي شبيه معجزه براي ذهن و احساسات اتفاق مي‌افتد. در اين وضعيت شما احساس خوشحالي و انرژي فراوان مي‌کنيد، کارها بي‌عيب و نقص و بي‌دردسر انجام مي‌شوند و احساس آرامش زياد همراه با خرسندي از کار به فرد دست مي‌دهد. در وضعيت « مَد » که قرن‌ها از شناسايي و بررسي آن مي‌گذرد، عملکردتان بسيار بهتر، خلاقيت‌تان بيشتر و کارايي‌تان بالاتر، آگاهي و حساسيت‌تان افزونتر و دقت، بصيرت و شهودتان باورنکردني است. پيوند خود با انسان‌ها و شرايط اطراف را به خوبي حس مي‌کنيد و اغلب در اين وضعيت ايده‌هاي بسيار خوبي به ذهن‌تان مي‌رسد که پيشرفت شما را بسيار تسريع مي‌کند. يکي از راه‌هاي ايجاد چنين وضعيتي براي ذهن تقويت « احساس اضطرار » است، اين احساس همان تمايل و شوق ذاتي براي انجام و اتمام سريع کار است. اين تمايل دروني نوعي بي‌صبري است که به انسان انگيزه مي‌دهد تا کار را شروع کند و ادامه دهد. حس اضطرار بسيار شبيه مسابقه دادن با خود است. با ايجاد احساس اضطرار عميق، « عمق‌گرايي » را در خود تقويت مي‌کنيد. به جاي اينکه مدام در مورد کارهايي که مي‌خواهيد انجام دهيد صحبت کنيد، اهل عمل مي‌شويد. روي مراحلي از کار که مي‌توانيد فوراً آنها را شروع کنيد تمرکز مي‌کنيد. به منظور رسيدن به نتايج و هدف‌هايي که خواهان آن هستيد روي کارهايي متمرکز مي‌شويد که هم اکنون مي‌توانيد انجام دهيد. به‌نظر مي‌رسد که رسيدن به يک موفقيت بزرگ در گرو داشتن سرعت در انجام کار است. براي اين منظور بايد کار را شروع کنيد و با سرعتي يکنواخت ادامه دهيد. هنگامي که اهل عمل مي‌شويد، در واقع اصل « اينرسي حرکت » را براي موفقيت فعال مي‌کنيد. اين اصل مي‌گويد که گرچه در ابتداي حرکت ممکن است انرژي زيادي صرف غلبه بر سکون شود اما پس از شروع حرکت انرژي بسيار کمتري براي ادامه حرکت لازم است. جالب آن است که هر چه سريع‌تر حرکت کنيد، انرژي بيشتري کسب مي‌کنيد. هر چه سريع‌تر حرکت کنيد کار بيشتري انجام مي‌دهيد و احساس سودمندي بيشتري مي‌کنيد. هر چه سريع‌تر حرکت کنيد تجربه و اطلاعات بيشتري به دست مي‌آوريد. و هر چه سريع‌تر حرکت کنيد تواناتر و کارآمدتر مي‌شويد. احساس اضطرار به‌طور خودکار سرعت شما را در انجام کارها افزايش مي‌دهد. هر چه سريع‌تر کار کنيد و کار بيشتري انجام دهيد، ميزان عزت نفس، احترام به خود و غرور فردي خود را بالا مي‌بريد. يکي از ساده‌ترين و قدرتمندترين روش‌هاي تشويق خود براي شروع کار اين است که اين جمله را بارها و بارها پيش خود تکرار کنيد: « همين الآن اين کار را انجام بده. همين الآن اين کار را انجام بده. همين الآن اين کار را انجام بده. » اگر احساس مي‌کنيد که سرعت‌تان در انجام کارها پايين مي‌آيد و يا کارهايي مانند حرف زدن با ديگران به هنگام کار، يا امور کم اهميت در انجام کارهاي مهم شما اختلال ايجاد مي‌کنند، به هنگام بروز اختلال هميشه اين جمله را با خودتان تکرار کنيد: « برگرديم سر کار خودمان. » در پايان به خاطر داشته باشيد که براي موفقيت در کار هيچ چيز به اندازه اينکه به عنوان فردي معروف شويد که کارهاي اصلي و مهم را دقيق و سريع انجام مي‌دهد مهم نيست. اين شهرت، شما را در حوزه‌ي کاري‌تان به يکي از باارزش‌ترين و محترم‌ترين افراد تبديل مي‌کند. قورباغه را قورت بده! از امـروز تصميم بگيريد بـراي هـر کـاري که انجـام مــي‌دهيد در خودتــان « احساس اضطرار » ايجاد کنيد. يکي از کارهايي را که معمولاً در انجام آن تنبلي مي‌کنيد انتخاب کنيد و اراده کنيد که عادت سريع انجام دادن آن کار را در خود تقويت کنيد. هم در مواقعي که فرصتي پيش مي‌آيد و هم وقتي که مشکلي رخ مي‌دهد فوراً وارد عمل شويد. هنگامي که کار يا مسئوليتي را به شما مي‌سپارند، سريع آن را به انجام برسانيد و نتيجه‌ي کار را اطلاع دهيد. در تمام مسائل مهم زندگي‌تان سريع عمل کنيد. آنگاه از اينکه مي‌بينيد چقدر کارهاي بيشتري انجام مي‌دهيد و احساس بهتري داريد تعجب خواهيد کرد. 21 هر بار يک کار مهم انجام دهيد راز قدرت واقعي در اين است: با تمرين کردن مداوم ياد بگيريد که چطور توانايي‌هاي خود را هدر ندهيد و در هر لحظه آنها را بر يک نقطه متمرکز کنيد. جيمز آلن -------------------------------------------------------------------------------- قورباغه را قورت بده! تمام برنامه‌ريزي‌ها، اولويت‌بندي‌ها و سازمان‌دهي‌ها به همين مفهوم ساده وابسته هستند. کارايي و بهره‌وري فردي بالا بستگي به ميزان توانايي شما در انتخاب مهم‌ترين کار، شروع آن و تمرکز کامل تا اتمام آن. همه دستاوردهاي بزرگ بشريت نتيجه سخت‌کوشي و تمرکز طولاني‌مدت روي کار تا اتمام آن بوده است. لازمه‌ي انجام کار اين است که وقتي شروع کرديد، بي‌وقفه ادامه دهيد و تا کار 100 درصد تمام نشده است اجازه ندهيد هيچ عاملي موجب اختلال يا اشکال در کار شود. هر وقت وسوسه مي‌شويد که کار را متوقف کنيد يا به کار ديگري بپردازيد به‌خودتان بگوييد: « برگرديم سر کار خودمان. » با تمرکز کامل روي مهم‌ترين کار، مي‌توان زمان لازم براي اتمام آن را تا 50 درصد يا حتي بيشتر کاهش داد. تخمين زده شده است که تمايل به متوقف کردن کار و شروع مجدد آن مي‌تواند زمان لازم براي تکميل کار را تا 500 درصد افزايش دهد. هر بار که به کار متوقف شده‌اي بر مي‌گرديد، مجبور هستيد بفهميد هنگامي که کار را متوقف کرديد کجا بوديد و براي ادامه کار چه بايد بکنيد، بايد بر سکون غلبه کنيد و مجدداً خودتان را ترغيب به کار کنيد تا آنکه سرانجام سرعت کار را افزايش دهيد و بتوانيد به ريتم مناسب و مفيد برسيد. اما هنگامي که قبل از شروع خودتان را کاملاً آماده مي‌کنيد، کار را متوقف نمي‌کنيد و باعث بالا بردن انرژي، اشتياق و انگيزه درخود مي‌شويد. به اين ترتيب، مرتباً کارايي‌تان افزايش پيدا مي‌کند و سريع‌تر و بهتر کار مي‌کنيد. در واقع هنگامي که مهم‌ترين کارتان را انتخاب مي‌کنيد، هر کار ديگري اتلاف وقت محسوب مي‌شود زيرا طبق اولويت‌بندي‌هايتان هيچ کار يا فعاليتي به اندازه‌ي اين کار مهم نيست. هر چه خودتان را بيشتر موظف کنيد که بي‌وقفه روي يک کار مهم فعاليت کنيد، کارايي شما بيشتر و بيشتر مي‌شود و در نتيجه کار را با کيفيت بالاتر و در زمان کمتري انجام خواهيد داد. اما هر بار که که کاري را متوقف مي‌کنيد، اين چرخه متوقف مي‌شود و به عقب بر مي‌گرديد. به همين دليل، انجام کار دشوارتر مي‌شود و وقت به هدر مي‌رود. البرت هوبارد انظباط فردي را اين‌طور تعريف مي‌کند: « توانايي مجبور کردن خود به انجام کاري که بايد در زمان معيني به اتمام رسد، چه دوست داشته باشيم و چه نداشته باشيم. » به عنوان آخرين نکته بايد بگويم که موفقيت در هر زمينه‌اي مستلزم داشتن انظباط بسيار زيادي است. انظباط فردي، تسلط بر نفس و کنترل خود، عناصر اصلي سازنده شخصيت برتر و کارآمد هستند. شروع و ادامه يک کار مهم تا تمام کردن 100 درصد آن محک واقعي شخصيت، نيروي اراده و استواري شماست. پشتکار همان داشتن انظباط فردي در عمل است. جالب اين است که هر چقدر خود را بيشتر موظف به پشتکار و پايداري در کار کنيد، خودتان را بيشتر دوست خواهيد داشت و بيشتر به خودتان احترام خواهيد گذاشت و در نتيجه عزت نفس شما افزايش خواهد يافت. از طرف ديگر، هر چه خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد و به خودتان احترام بگذاريد، آسان‌تر مي‌توانيد خود را موظف به پايداري بيشتر در کار کنيد. با تمرکز کامل روي مهم‌ترين و اصلي‌ترين کار و ادامه کار تا پايان صد در صد آن در واقع به شخصيت خودتان شکل و قالب تازه‌اي مي‌بخشيد و تبديل به يک فرد برتر مي‌شويد. با اين کار انساني قوي‌تر، تواناتر، با اعتماد به نفس بالاتر و خوشبخت‌تر خواهيد شد و احساس قدرت و کارايي بيشتري مي‌کنيد. سرانجام احساس مي‌کنيد که از عهده‌ي هر کاري و رسيدن به هر هدفي بر مي‌آييد. بر سرنوشت خود مسلط مي‌شويد و به درجه‌اي از توانايي و کارايي مي‌رسيد که آينده‌تان را کاملاً تضمين مي‌کند. و کلـيد همه اين موفقيت‌ها اين اسـت که باارزش‌ترين و مهم‌ترين کـاري را که در هر لحظه مي‌توانيد انـجام دهيد مشـخص کنيد و آنـگاه « قورباغه را قورت بدهيد! » قورباغه را قورت بده! دست به کار شويد! همين امروز مهم‌ترين کار يا پروژه‌اي را که بايد تمام شود انتخاب کنيد و فوراً کار را شروع کنيد. به محض اينکه اصلي‌ترين کارتان را شروع کرديد خود را موظف کنيد که آن را بي‌وقفه و بدون تأخير تمام و کمال انجام دهيد. به اين کار به عنوان « امتحان » نگاه کنيد. ببينيد آيا شما آدمي هستيد که بتوانيد تصميم به انجام کاري بگيريد و آن را تا آخر پيش ببريد. وقتي کار را شروع کرديد اجازه ندهيد هيچ چيز در انجام آن وقفه ايجاد کند. جمع‌بندي و نتيجه‌گيري رمز خوشبختي، رضايت، موفقيت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردي و کارايي اين است که عادت کنيد هر روز اولين کاري که انجام مي‌دهيد خوردن قورباغه خودتان باشد. خوشبختانه مي‌توانيد از طريق تمرين اين مهارت را ياد بگيريد و هنگامي که توانستيد قبل از هر کاري عادت شروع مهم‌ترين کار را در خود به وجود آوريد، موفقيت شما حتمي خواهد بود. در اينجا خلاصه‌اي از بيست و يک روش فوق‌العاده براي غلبه بر تنبلي و انجام کار بيشتر در زمان کمتر را که چکيده فصل‌هاي کتاب است ميخوانيد. اين اصول و قواعد را مدام مرور کنيد تا عميقاً در ذهن و عمل‌تان ريشه بدواند و در نتيجه موفقيت آينده‌تان تضمين شود: سفره را بچينيد دقيقاً تصميم بگيريد که چه ميخواهيد. روشن بودن در اين مورد يک شرط اساسي است. پيش از شروع کار، هدف‌ها و تصميم‌هايتان را بنويسيد. براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي کنيد برنامه‌هايتان را روي کاغذ بياوريد. به ازاي هر دقيقه‌اي که صرف برنامه‌ريزي مي‌کنيد، به هنگام اجراي آن پنج يا شش دقيقه در وقت خود صرفه‌جويي خواهيد کرد. قانون 20/80 را در همه امور به‌کار بگيريد 80 درصد از دستاوردهايتان نتيجه 20 درصد از فعاليت شماست. همواره تلاش خود را روي اين 20 درصد متمرکز کنيد. پيامد کارها را در نظر داشته باشيد مهمترين و ضروريترين کارهاي شما آنهايي هستند که ميتوانند بيشترين تأثير را چه مثبت و چه منفي روي کار و زندگي شما بگذارند. به جاي تمرکز روي ساير کارها، تمام توجهتان را معطوف به اين نوع کارها کنيد. روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگيريد قبل از شروع ليستي از کارهايتان تهيه کنيد و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولويت‌بندي کنيد تا مطمئن شويد که هميشه در حال انجام مهم‌ترين کارهايتان هستيد. روي اهداف اصلي تمرکز کنيد نتايجي را که بايد قطعاً از کارتان به‌دست آوريد تا بتوانيد بگوييد که به خوبي از عهده کار بر آمده‌ايد مشخص کنيد و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشيد. به قانون تخشيص ضرورت عمل کنيد هيچ‌وقت براي انجام همه کارها وقت کافي وجود ندارد اما همشيه براي انجام مهم‌ترين کارها وقت کافي هست. پيش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنيد آمادگي تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعيف ميشود. هميشه يک شاگرد باقي بمانيد هر چه در ارتباط با کارهاي ضروري و مهم‌تان دانش بيشتري به‌دست آوريد، مي‌توانيد سريع‌تر شروع کنيد و زودتر به اتمام برسانيد. استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت کنيد دقيقاً مشخص کنيد چه کاري است که در حال حاضر خيلي خوب انجام مي‌دهيد يا در آينده مي‌توانيد خيلي خوب انجام دهيد. سپس تمام توان خود را در انجام آن به‌کار گيريد. محدوديت‌هاي اصلي خود را مشخص کنيد محدوديت‌ها و يا عوامل بازدارنده دروني و بيروني خود را مشخص کنيد، عواملي که سرعت شما را در دست‌يابي به مهم‌ترين هدف‌هايتان تعيين مي‌کنند. سپس تمرکزتان را به از بين بردن اين محدوديت‌ها معطوف کنيد. هر بار يک بشکه جلو برويد اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهيد، مي‌توانيد بزرگ‌ترين و پيچيده‌ترين کارها را به انجام برسانيد. خودتان را تحت فشار بگذاريد تصور کنيد که يک ماه ديگر بايد شهر را ترک کنيد. طوري کار کنيد که گويا مجبور هستيد قبل از ترک شهر تمام کارهاي اصلي‌تان را به اتمام برسانيد. قدرت‌هاي فردي خود را به حداکثر برسانيد اوقاتي از روز را که از نظر ذهني و جسمي کارايي بيشتري داريد مشخص کنيد و مهم‌ترين و ضروري‌ترين کارهايتان را در اين اوقات انجام دهيد. به اندازه کافي استراحت کنيد تا بتوانيد بيشترين بازدهي را داشته باشيد. خودتان را به فعاليت ترغيب کنيد خودتان مشوق خودتان باشيد. در هر شرايط يا موقعيتي به دنبال کسب نتايج خوب باشيد. به جاي تمرکز بر مشکلات به دنبال راه‌حل بگرديد. همواره فردي خوش‌بين و سازنده باشيد. روش تنبلي سازنده را تمرين کنيد هيچکس نمي‌تواند همه کارها را انجام دهد. بنابراين بايد ياد بگيريد که از روي عمد در انجام برخي از کارهايي که از ارزش و اهميت کمتري برخوردار هستند تنبلي کنيد. با اين کار خواهيد توانست وقت کافي براي معدود کارهايي که واقعاً مهم هستند ايجاد کنيد. اول سخت‌ترين کار را انجام دهيد روزتان را با سخت‌ترين کار آغاز کنيد، کاري که مي‌تواند بزرگ‌ترين تأثير را بر خودتان و حرفه‌تان بگذارد، و تا وقتي که آن را تمام نکرده‌ايد دست از کار نکشيد. کار را به قطعات کوچک‌تر تقسيم کنيد کارهاي بزرگ و پيچيده را به قطعات کوچک‌تر تقسيم کنيد و سپس هر بار يک قسمت از کار را شروع کنيد و به اتمام برسانيد. وقت بيشتري ايجاد کنيد برنامه روزانه خود را طوري تنظيم کنيد که به صورت طولاني‌مدت هر روز وقت کافي براي تمرکز کامل روي کارهاي مهم و اصلي داشته باشيد. سرعت انجام کار را افزايش دهيد عادت کنيد که کارهاي اصلي خود را سريع‌تر انجام دهيد. به عنوان فردي که کارها را سريع و دقيق انجام مي‌دهد مشهور شويد. هر بار يک کار مهم انجام دهيد کارهاي ضروريتان را دقيقاً مشخص کنيد. سريعاً کار را شروع کنيد و بدون توقف تا اتمام 100 درصد کار پيش برويد. اين رمز واقعي افزايش کارايي و بهره‌وري فردي است. اراده کنيد که هر روز اين اصول را تمرين کنيد تا جزئي از عادت‌هاي شما شوند. با ايجاد اين عادت‌هاي مديريت فردي و تبديل آنها به بخشي از ويژگي‌هاي شخصيت خود آينده‌تان را تضمين کنيد. فقط کافي است اين کار را بکنيد: قورباغه را قورت بدهيد! درباره نويسنده برايان تريسي يک سخنران، مربي و مشاور حرفه‌اي و مدير شرکت بين‌المللي برايان تريسي Brian Tracy International ) ) است که يک کمپاني آموزشي – مشاوره‌اي در سولاتابيچ کاليفرنياست. در ضمن او يک ميليونر خودساخته است. برايان آموزش‌هاي خود را از راهي دشوار فراگرفته است. وي تحصيل خود را در دبيرستان نيمه‌تمام رها کرد و سال‌ها به کارهاي يدي مانند شستن ظرف، حمل الوار، حفر چاه، کارگري در کارخانه‌ها و جا به جا کردن بسته‌هاي کاه در مزارع و دامداري‌ها اشتغال داشت. تقريباً 25 ساله بود که فروشندگي را آغاز کرد و در دنياي تجارت شروع به بالا رفتن از نردبان ترقي کرد. سال‌ها با مطالعه و به‌کارگيري هر ايده، روش و تکنيک مفيدي که پيدا مي‌کرد راه پيشرفت خود را مي‌گشود تا اينکه سرانجام مدير اجرايي شرکتي شد که سالانه 265 ميليون دلار سوددهي داشت. پس از سي سالگي بود که در دانشگاه آلبرتا ثبت نام کرد و پس از اخذ درجه کارشناسي بازهم به تحصيل ادامه داد تا مدرک کارشناسي ارشد خود را در رشته مديريت از دانشگاه کلمبيا پاسيفيک دريافت کرد. وي در طي ساليان متمادي در 22 کمپاني تجاري و صنعتي کار کرده است. از سال 1981 شروع به آموزش اصول موفقيت خود از طريق سخنراني‌ها و سمينارها در سطح کشور کرده است و تا کنون کتاب‌ها و نوارهاي صوتي و تصويري او به 21 زبان ترجمه شده است و در 36 کشور مورد استفاده قرار مي‌گيرد. برايان بر اين نکته تأکيد دارد که هر انسان معمولي استعدادهاي شکوفا نشده‌ي فراواني دارد. او معتقد است که هر کسي مي‌تواند بسيار سريع‌تر به سوي هدف‌هاي خود پيش برود اگر روش‌ها، تکنيک‌ها و استراتژي‌هاي کليدي مورد استفاده افراد موفقي که قبلاً راه موردنظر را رفته‌اند ياد بگيريد و به‌کار ببندد. برايان از زماني که سخنراني‌هاي تخصصي خود را شروع کرده است تا کنون بيش از دو ميليون نفر را در 23 کشور به‌طور حضوري در ايده‌هاي خود سهيم کرده است. بيش از 500 شرکت و مؤسسه از خدمات مشاوره‌اي و آموزشي او بهره برده‌اند. او تمام اصولي را که در اين کتاب ذکر شده است شخصاً تجربه کرده و در زندگي به‌کار مي‌گيرد. او هم خودش و هم هزاران نفر ديگر را از تنگدستي و ناکامي به ثروت و موفقيت رسانده است. برايان تريسي خود را يک « سخنران گزينش‌گر » مي‌خواند. او خود را نه يک پژوهشگر آکادميک بلکه يک ترکيب کننده اطلاعات مي‌داند. وي هر ساله وقت زيادي را صرف مطالعه‌ي مجموعه‌ي وسيع و متنوعي از روزنامه‌ها، مجله‌ها، کتاب‌ها و مواد گوناگون ديگر مي‌کند. علاوه بر اين، ساعات زيادي را صرف شنيدن نوارها، شرکت در سمينارهاي متعدد و تماشاي فيلم‌هاي آموزشي در مورد موضوعات مورد علاقه‌ي خود مي‌کند. اطلاعات جمع‌آوري شده از راديو، تلويزيون و ساير رسانه‌ها نيز مطالبي به دانش او مي‌افزايد. برايان اطلاعاتي را که از تجربيات ديگران حاصل شده است در خود جذب مي‌کند و با تجربيات شخصي خودش در هم مي‌آميزد. وي صاحب چندين اثر بسيار پرفروش در زمينه موفقيت در زندگي شخصي و حرفه‌اي‌ست. برايان ازدواج موفقي داشته و داراي چهار فرزند است. او در ساندياگو در خانه بزرگي که چمنزار بسيار وسيعي دارد زندگي مي‌کند. سالانه بيش از 100 بار براي ايراد سخنراني سفر مي‌کند و با 17 کشور مختلف مراودات تجاري دارد. وي يکي از معتبرترين مراجع صاحب‌نظر جهان در زمينه موفقيت و پيشرفت است. http://www.bartarinblog.blogfa.com/ :وبلاگ رنگارنگ http://www.jokerkhob.blogfa.com/ :وبلاگ يه جوكر خوب